شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و ارشاد پیر خود اشاره میکند و بیان میکند که دل او جایگاه محبت معشوق است و نمیتواند دلی پنهان باقی بگذارد. او میگوید که جان خود را فدای محبوب میکند اما خجالت دارد که باری بر دوش او بگذارد. همچنین اشاره میکند که در زیبایی و عهد عشق، سالها را بینتیجه سپری کردهاند و به رفتار معشوق خود توجهی دارد. شاعر گلایه میکند که زندگی را از دست میدهد اگر به وصال نرسد و از رحمت معشوق خود طلب کمک میکند تا از این حالت رهایی یابد.
ما را به عشق می کند ارشاد پیر ماداند که زاهدی نبود دلپذیر ما
هوش مصنوعی: ما را عشق راهنمایی میکند و معشوق ما پیرِ دانا و با تجربه است، چرا که میداند ما زاهدی نیستیم که دلپذیری داشته باشد.
دل جای مهر تست چه پنهان کنیم رازچون روشن است پیش تو ما فی الضمیر ما
هوش مصنوعی: دل من مملو از عشق توست، چرا باید راز خود را پنهان کنم؟ وقتی که در حضور تو، تمام احساسات و افکارم روشن و واضح است.
جان میدهیم تحفه به باد و نمی بردخجلت برد مگر ز متاع حقیر ما
هوش مصنوعی: ما جان خود را به باد میدهیم و او متوجه خجالت ما نمیشود؛ مگر اینکه از کالا و چیز ناچیزی که داریم، شرمنده ز هرچه هستیم.
در حسن و حسن عهد نیابیم سالهاهم ما نظیر آن به و هم او نظیر ما
هوش مصنوعی: ما در زیبایی و خوشقولی به هم نمیرسیم. سالها بگذرد و حتی ما نتوانیم مانند او باشیم و او نیز نتواند مانند ما شود.
گفتم فرست ناوکی از کیش خویش گفتترسم که باز چشم بدوزی به تیر ما
هوش مصنوعی: من به او گفتم پیامکی از سرزمین خود بفرست، اما او پاسخ داد که میترسد دوباره نگاهت به تیر ما بیفتد.
تاراج عمر سهل بود گر کنی به وصلمسکین نوازی دل و جان اسیر ما
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، میتوانی با محبت و محبت به دل و جان ما که اسیر عشق تو هستند، عمر ما را به آسانی بربایی.
دست کمال گیر که بی تو ز پا فتادکی رحمت تو در دو جهان دستگیر ما
هوش مصنوعی: بگیر دست کمال را، زیرا بی تو، ما از پا افتادهایم. کی رحمت تو در دو جهان میخواهد ما را نجات دهد؟