شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر وضعیت شاعر است که با حالتی مست و شیدایی از خرابات (میخانه) میگذرد و درخواست میکند که او را برای همیشه در کنار میخانه نگه دارند. او از معشوقههایش و بادههای پاک یاد میکند و به جستجوی پاکی و معنویت میپردازد. شاعر همچنین اشاره به حالتی از دلشکستگی و نیاز به محبت دارد و طلب کمک و همراهی میکند. در نهایت، او میخواهد که در این راه به او شکر و قدردانی از زیباییها و لذتها بیفزایند.
مست عشقم ز خرابات میارید مراتا ابد بر در میخانه گذارید مرا
هوش مصنوعی: عشق مرا به حالتی سرمست و شاداب درآورده است، به طوری که تا همیشه مرا در برابر در میخانه نگه میدارید.
باده پاک روان پیش من آرید دمیآخر از پاکروان چند شمارید مرا
هوش مصنوعی: لطفاً کمی باده خالص و لطیف برای من بیاورید، زیرا از انسانهای پاکدل و روحانی چند نفر را میتوان شمرد که در کنار من باشند.
من که امروز ز تسبیح به استغفارمبیش در صومعه مهجور مدارید مرا
هوش مصنوعی: من امروز به خاطر تسبیح و نمازهای خود، از شما میخواهم که مرا در صومعه و عبادتگاه رها نکنید و تنها نگذارید.
دلم از زلف بتان سلسله دارد بر پایتا که از حلقه رندان بدر آرید مرا
هوش مصنوعی: دل من به زلف معشوقان گره خورده است و تا زمانی که مرا از دست گروه رندان آزاد نکنید، این بند را در پای خود احساس میکنم.
ز آبرو دست توان شستن و از نی نتوانمگر آن روز که با خاک سپارید مرا
هوش مصنوعی: من قادر به حفظ آبرو نیستم و نمیتوانم از نی (نی معنایی در زندگی) فارغ شوم، مگر روزی که مرا با خاک بسپارند.
دیشب از میکده سرمست به دوشم بردندگو چنین هم به در دوست بدارید مرا
هوش مصنوعی: دیشب وقتی که از میخانه مست بودم، مرا به دوش گرفتند. اگر قرار بر این است که مرا دوست داشته باشید، حتی با این حال هم به من محبت کنید.
گر حریفانه باید به سر وقت کمالشکر ناب میارید می آرید مرا
هوش مصنوعی: اگر میخواهید به کمال و زیبایی برسید، در مهمانی دوستانهاید و باید از شراب ناب بهرهمند شوید. من هم به این مهمانی میآیم.