شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و صفای معشوق خود اشاره میکند و او را با عناصر طبیعی مقایسه میکند. او از قامت و خصوصیات ظاهری معشوق میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند به زیبایی او برسد. همچنین، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از اشتیاق و انتظار برای وصال او سخن میگوید. در نهایت، او میگوید که عشق به معشوق همچون جرعهای است که همیشه در دسترس نیست، اما او همچنان به آن امید دارد.
ای گله گوشه حسن آمده بر فرق تو راستسرو را نیست چنین قامت رعنا که تو راست
هوش مصنوعی: ای گله، زیبایی که در چهرهات نمایان است، قهرمانی چون تو نیست و سروهای خوش قامت هم به پای تو نمیرسند.
سنبل زلف تو مشاطة گلبرگ تر استلاله روی نر آرایش بستان صفاست
هوش مصنوعی: موهای تو مانند زینت بخش گلبرگ تازه است و روی لاله زیبا، زیبایی باغ را به ارمغان میآورد.
جعد بر حسن خطت نافه مشک ختن استطاق ابروی خوشت قبله خوبان ختاست
هوش مصنوعی: جعد یا حالت فرشتگی موهایت، به زیبایی خطی که داری، شبیه به موی مشکین ختن است. قوس ابروهای زیبایت، نقطه توجه زیباییها در ختا به شمار میآید.
تا کسی منکر خورشید جمالت نشودخط شبرنگ تو بر محضر دعویش گواست
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی زیبایی تو را انکار نکند، نشانههای درخشان تو بر پروندهاش گواهی است.
یا مگر شیفته سرو سهی قامت تستکه بر آهنگ نوا زد همه در پرده راست
هوش مصنوعی: شاید عاشق قامت بلند و زیبای تو هستی که همه را تحت تاثیر قرار داده و به وجد آورده است.
خبر وصل تو از باد صبا می پرسمزآنکه ما را طمع وصل تو از باد صباست
هوش مصنوعی: من از نسیم صبح دربارهی وصال تو سؤال میکنم، زیرا امید ما برای وصال تو به این نسیم وابسته است.
ساقی جرعة عشقت به کمال است مدامگرچه از میکده وصل تو پیوسته جداست
هوش مصنوعی: ای ساقی! هر بار که جرعهای از عشق تو مینوشم، کامل و بینقص است، هر چند که من از میکدهی اتحاد و وصالت دور و جدا هستم.