شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حس عمیق درد و وابستگی به محبوب است. شاعر از نبود محبوب گلایه میکند و بیان میکند که بدون او، تحمل درد و رنج ناممکن است. او به معشوق میگوید که حتی اگر او بر علیه او شمشیر بکشد، باز هم نمیتواند از او جدا شود و چنین جدایی برای او غیرممکن است. شاعر دردمندانه به عدم امکان رسیدن به خواستهها و آمالش اشاره میکند و در نهایت به زیبایی محبوب و تأثیر آن بر او اشاره میکند. به طور کلی، شعر احساسات عمیق عشق و وابستگی را به تصویر میکشد.
بی تو از دردم آرمیدن نیستوز توأم طاقت بریدن نیست
هوش مصنوعی: بدون تو نمیتوانم از دردهایم آسوده بشوم و با حضور تو نیز نمیتوانم تحمل کنم.
گر تو شمشیر میکشی ما رازهرة آه بر کشیدن نیست
هوش مصنوعی: اگر تو شمشیر را از غفلت بیرون میآوری، ما را نیازی به کشیدن آه و اندوه نیست.
آه ما با نو کی رسد کانجاباد را ممکن رسیدن نیست
هوش مصنوعی: ناله و اندوه ما با نوای تازه به جایی نمیرسد، زیرا در آنجا امکان رسیدن به باد وجود ندارد.
بار در پیش چشم تست ای اشکحاجت هر طرف دویدن نیست
هوش مصنوعی: ای اشک، تو نشانهی نیاز و خواهش منی که در برابر چشمانت قرار دارم. نیازی نیست که از این سو به آن سو بروم، بلکه باید به تو توجه کنم.
خواستم بوسه از آن دهان نشنیدرسم خردان سخن شنیدن نیست
هوش مصنوعی: خواستم که از آن لبها بوسهای بگیرم، اما متوجه شدم که بزرگترها معمولاً در سکوت هستند و به گفتوگو نمیپردازند.
گفتمش از دهانت ای بت چینکام من غیر لب گزیدن نیست
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای معشوق با ابروهای منحنیات، او با نگاهی پر از جذبه به من پاسخ داد که این خود نشان از کمال و زیبایی است.
چین در ابرو فکند و گفت کمالنقش چین جز برای دیدن نیست