شمارهٔ ۱۱۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت عشق و دلدار است. شاعر به روشها و فنون دلبری اشاره میکند و میگوید که محبوب با دو چشمش به دیگران هنرهای عشق ورزی را میآموزد. معلم عشق و زیبایی، افرادی هستند که از حس و جذابیتهای ظاهری یاد میگیرند. او همچنین بر مکراً و فریبندگی در عشق تأکید دارد و به زهد و عرفان اشاره میکند که در برابر عشق واقعی نمیتواند ایستادگی کند. شاعر به ارزش عشق اشاره کرده و میگوید که حتی خاکی که در عشق وجود دارد، باارزش است. در نهایت، او زیبایی کلام محبوب را ستوده و آن را به طوطیهایی که در گفتوگو مهارت دارند، تشبیه میکند.
ترا دو رخ به دو خط فن دلبری آموختتو از دو چشم و دو چشم از تو ساحری آموخت
هوش مصنوعی: دو چهره تو به زیبایی دلربایی آموختند، و تو نیز با دیدن چشمانت، چشمان دیگران را جادوگری یاد دادی.
تو طفل مکتب حُسنی معلم تو دو چشممعلمت همه شوخی و دلبری آموخت
هوش مصنوعی: تو مانند کودکانی هستی که در مکتب حسن آموزش میبینند؛ معلم تو دو چشمت هستند که همه چیز را با شوخی و زیبایی به تو آموختهاند.
فریب و مکر به غمزه چه میدهی تعلیم؟وشه گیر چه حاجت مزوری آموخت
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که چرا به کسی که با چشمانش فریب میدهد، چیزی آموزش میدهی؟ و اینکه برای او که با ترفندهایش میخواهد به هدفش برسد، چه نیازی به یادگیری حقه و ترفندهای اضافی وجود دارد؟
کجا درست کنند اهل زهد تخته عشقکه مشکل است به میمون دروگری آموخت
هوش مصنوعی: کجا میتوانند کسانی که به پارسایی و زهد معروفند، عشق را به خوبی به تصویر بکشند؟ زیرا یاد دادن به میمون دروگری، کار آسانی نیست و نیاز به مهارت و تجربه دارد.
به دور حسن نو آن عارف است و حرف شناسکه نوع زهد سترد و قلندری آموخت
هوش مصنوعی: دور و بر زیبایی نو، عارفی است که با دانایی کلام، زهد معمولی را کنار گذاشته و راهی را که قلندران میپیمایند، آموخته است.
کی که قیمت خاک درت به عاشق گفتبهاشناسی جوهر به جوهری آموخت
هوش مصنوعی: زمانی که بهای خاک تو را عاشق فهمید، به او نشان داد که ارزش وجودی و خصائص حقیقی هر چیز، به عمق و اصالت آن بستگی دارد.
کمال برد به نطق از شکر سبق گوییلبت به طوطی طبعش سخنوری آموخت
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و شیرینی صحبت میکنی، انگار زبانت طعمی چون شکر دارد و مانند طوطی، هنر سخنوری را از طبیعت خود به ارث بردهای.