شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و محبت نسبت به دوست سخن میگوید. او بیان میکند که دلش از محبت دوست پر شده و آرزو دارد که هیچ دلی از محبت خالی نباشد. همچنین اشاره میکند که هیچکس نمیتواند به سعادت و موفقیت دست یابد مگر اینکه در کنار دوست باشد. شاعر حتی اگر نتواند خدمتی به محبوبش کند، باز هم میخواهد در آستان او باشد و از محبتش بهرهمند شود. در پایان، او بر این باور است که اگر انسان به مرادش برسد، این همه از نعمت دوستی است که باید شکرگزاری کند.
خرابه دل من پر شد از محبت دوستمباد هیچ دلی خالی از مودت دوست
هوش مصنوعی: دل خراب و ویران من از عشق و محبت دوست پر شده است، ای کاش هیچ دلی پیدا نشود که از محبت دوست خالی باشد.
کدام دولت و فرصت نیافت هر که بیافتسعادت شرف وصل بار و صحبت دوست
هوش مصنوعی: هر کسی که نتوانسته از فرصت و خوشبختی برای رسیدن به دوستی و نزدیکی با محبوبش بهرهبرداری کند، به حقیقت نتوانسته موفقیت و سعادت را در زندگی خودش تجربه کند.
اگرچه در خور او خدمتی نمی آیدشویم معتکف آستان خدمت دوست
هوش مصنوعی: هرچند که نمیتوانم خدمتی به او ارائه دهم، اما همچنان به حضور در کنار دوست و عبادت در آستان او ادامه میدهم.
رسد بغایت همت چنانکه دلخواه استرا از زبان و دست و دل من ز شکر نعمت دوست
هوش مصنوعی: با تلاش و همت فراوان به جایی میرسد که دلخواه است و این حاصل لطف و نعمت دوست است، که من از زبان و دست و دل خود به آن شکرگزاری میکنم.
کمال خسته دل و نامراد و بیحاصلچه باشد ار به مرادی رسد ز دولت دوست
هوش مصنوعی: اگر آدمی به تمام آرزوها و خواستههای خود برسد، اما در درون خود احساس خستگی و نومیدی کند، چه فایدهای دارد؟ این نشان میدهد که داشتن نعمتها و موفقیتها بدون احساس خوشبختی و رضایت، ارزشی ندارد.