تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۱۳۰

خیال روی او در دیده نور استمخوانش دل که از دلبر صبور است
به آن رخ میکند دعوی خویشیبه تابان و لیکن خویش دور است
میان نیستی دیدیم و هستیمیان بار ما خیر الأمور است
مرا با آن بهشتی رو به آتشسلاسل خوشتر از گیسوی حور است
کمال این یک غزل گوباش کوتاهز کوتاهی چه نقصان زېور است