شمارهٔ ۱۳۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عمیق عشق و درد ناشی از آن صحبت میکند. او میگوید که عشق بهحدی عمیق و سوزان است که عقل و دل را بیقرار و بیسکون کرده است. همچنین به وصف زیباییهای معشوق میپردازد و اشاره میکند که عشق به معشوق باعث جنون عقل میشود. شاعر در نهایت به کمال و حکمت عشق که میتواند از معشوق آموخت را میستاید.
درد تو زمان زمان فزون استوین سوز درون ز حد برون است
هوش مصنوعی: درد تو در طول زمان بسیار زیاد است و این آتش درون تو از حد و مرز فراتر رفته است.
عقل از هوس تو بی قرار استدل در طلب تو بی سکون است
هوش مصنوعی: عقل در پی هوسها و آرزوهای تو آرام و قرار ندارد، و دل نیز در جستجوی تو بیتاب و بیوقفه است.
با عشق نر هوشمندی ماآثار و علامت جنون است
هوش مصنوعی: با محبت و عشق، نشانههای دیوانگی ما نمایان میشود.
در دست تو دل که خوانیش قلبخالیست سیه اگر نه خون است
هوش مصنوعی: در دستان تو، دل که آن را میخوانی، درونش خالی است و اگر هم چیزی در آن باشد، فقط درد و غم است.
تا جان ز نو بافت بر سخن دستدر دست سخن زبان زبون است
هوش مصنوعی: تا زمانی که روح تازهای به سخن دمیده شود و گفتوگو به جریان بیفتد، زبان به بیان احساسات و نظریاتی که در دل دارد میپردازد.
قاف قد و نون ابروانتبرتر ز تبارک است و نون است
هوش مصنوعی: قد و قامت تو و ابروان نازکت، از بزرگترین نعمتها و زیباییها نیز فراتر است.
تا از تو کمال حکمت آموختدر حکمت عشق ذوقنون است
هوش مصنوعی: تا از تو یاد گرفتم که چطور باید در عشق عمیق و با شور و شوق زندگی کرد.