تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۱۳۴

درد تو به از دواست ای دوستاندوه تو جانفزاست ای دوست
دریوزه گر در تو از توجز درد و بلا نخواست ای دوست
با آنکه ز مفلسی ندارمچیزی که ترا سزاست ای دوست
پیش نو نهم دو چشم روشنگریم نظر مناست ای دوست
گفتی کشمت ولی روا نیستاگر دوست کشد رواست ای دوست
دل هرچه به ومن قامتت گفتآورد خدای راست ای دوست
کردم به قد تو این غزل راستبنویس کمال راست ای دوست