شمارهٔ ۱۳۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عمیق و پیچیده شاعر نسبت به دوستش است. او از درد و اندوه دوستش صحبت میکند و میگوید که این درد برای او ارزشمندتر از دواست. شاعر به دوستی و محبت اشاره میکند و میگوید که اگرچه خودش فقیر است، اما برای دوستش هر چیزی را که شایستهاش باشد، میخواهد. او به زیبایی چشمان دوستش اشاره میکند و ابراز احساسات خود را در قالب غزل بیان میکند. در نهایت، عشق و دوست داشتن را به عنوان نیرویی قوی و راستین توصیف میکند.
درد تو به از دواست ای دوستاندوه تو جانفزاست ای دوست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، درد و رنج تو برای من بهتر از هر دارویی است و غم تو به زندگیام نیرو میبخشد.
دریوزه گر در تو از توجز درد و بلا نخواست ای دوست
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر در دل من فقط درد و مصیبت وجود دارد، پس چگونه میتوانم از تو چیزی بخواهم؟
با آنکه ز مفلسی ندارمچیزی که ترا سزاست ای دوست
هوش مصنوعی: با اینکه از فقر و بینوایی چیزی ندارم که شایسته تو باشد، ای دوست.
پیش نو نهم دو چشم روشنگریم نظر مناست ای دوست
هوش مصنوعی: دو چشم روشن تو را میستایم و از این زیبایی به شوق میآیم، ای دوست.
گفتی کشمت ولی روا نیستاگر دوست کشد رواست ای دوست
هوش مصنوعی: تو گفتی که اگر بخواهی مرا بکشی، این کار درست نیست. اما اگر دوست من باشد که مرا بکشد، این کار اشکالی ندارد، ای دوست.
دل هرچه به ومن قامتت گفتآورد خدای راست ای دوست
هوش مصنوعی: دل هرچه درباره قامت تو گفت، خداوند را راست گفت، ای دوست.
کردم به قد تو این غزل راستبنویس کمال راست ای دوست
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و قامت تو، این غزل را به محبت و صداقت بنویس، ای دوست عزیز.