شمارهٔ ۱۷۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای یار میپردازد و به تفاوتهای احساسات و رنگها اشاره میکند. شاعر میگوید زلف یار سیاهتر از غالیه مشکین است و اشک او رنگینتر از لعل یار است. همچنین میگوید سیب لب یار شیرینتر از شکر و حال چشمان یار به مراتب ناامیدکنندهتر از ترکهای مست است. شاعر نگران دل خود است که از دل سنگی یار رنج میبرد و میگوید اگر یار به مسکینان توجه دارد، دل او از همه مسکینتر است. در نهایت، با وجود غم یار و خشک شدن لبهایش، چهرهاش از همه چیز خونیتر و غمگینتر است.
زلف تو از غالیه مشکین ترستاشک من از لعل تو رنگین ترست
هوش مصنوعی: موهای تو از بهترین نوع عطر و خوشبوتر است و اشک من به خاطر تو، رنگینتر از سنگهای قیمتی است.
از شکر انگور سمرقندیانسیب زنخدان تو شیرین ترست
هوش مصنوعی: شکر انگور سمرقندیان به اندازه شیرینی سیب گوشه لب تو نیست.
داد ز دستت که ز ترکان مستچشم جفا کیش تو بیدین ترست
هوش مصنوعی: از دستان تو فریاد میزنم که چشمان مست و بیوفای ترکها، تو را به کفر و بیدینی کشیده است.
گر به مساکین نظری میکنیبر دل من، کز همه مسکین ترست
هوش مصنوعی: اگر به یتیمان و نیازمندان نگاهی میکنی، بر دل من نگاهی بینداز که از همه آنها نیازمندتر است.
نسبت خارا نکنم با دلتچون دل بی رحم تو سنگین ترست
هوش مصنوعی: نمیتوانم نسبت به سنگ خارا با دلتان رفتار کنم؛ زیرا دل بیرحمت از سنگینتر است.
گر به سر غمزدگان میرویخاطر من از همه غمگین ترست
هوش مصنوعی: اگر به سراغ دلدادگان و غمزدهها میروی، بدان که دل من از همه آنها غمگینتر است.
گرچه لبت خشک شد از غم کمالچهره ات از دیده خونین ترست
هوش مصنوعی: هرچند که لبهای تو به خاطر غم خشک شدهاند، اما زیبایی و کمال چهرهات از نگاه دیگران حتی بیشتر از قبل نمایان است.