شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و بزرگی معشوق است که شاعر آن را برتر از تمام الماسها و دیگر زیباییها میداند. شاعر به توصیف خصوصیات معشوق میپردازد، از قبیل قد بلند و زلفهایش که او را جذابتر کرده است. همچنین شاعر به احساس خود در برابر معشوق اشاره میکند و به تأثیر آن بر زندگیاش میپردازد. او در نهایت به دعا و خواست برای وصال معشوق اشاره میکند و میگوید که تلاش برای دستیابی به او، به معنای تلاش برای کمال است.
سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست استعقد زلف تو به انگشت گرفتم شست است
هوش مصنوعی: در برابر قامت و زیبایی تو، هر درخت سرو و بلندی کمارتفاع به نظر میآید. وقتی که دستم را در زلفهای تو میچرخانم، انگار ناکامی را در این کار حس میکنم.
عندلیبی که قدت دید و سر سرو گزیدساخت در راست نوا لیک مقامش پست است
هوش مصنوعی: درختی که بلند و باریک است، با زیبایی و طراوتش توجه پرندهای را جلب میکند، اما با این حال، جایگاه و مقامش پایین و ناچیز است.
گرد تو صف زده خوبان کمر بسته چو نیگونی از هر طرفی گرد شکر نی بست است
هوش مصنوعی: خوبان دور تو صف کشیدهاند و آمادهاند، همانطور که نیها در گونی گرد میشوند و از هر سو شکر به دورشان پیچیده است.
ز آستین ساعد سیمین به محبان بنمایتا بدانند که نازک بدنی زین دست است
هوش مصنوعی: از آستین دست نقرهایام به محبوبان نشان دهم تا متوجه شوند که نازکی و ظرافت تن از این پوست و دستها ناشی میشود.
زلف تا کی کشی از گوش و کشانی در خاکمالش چشم دهی به که سیه دل مست است
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی موهایت را از کنار گوشت بکشی و بر زمین بیندازی؟ چشمانت را به چه کسی خواهی داد وقتی که دل سیاه و مست اوست؟
گفتمش بوس نو باید ز دهان نو مراگفت بیچاره ترا هیچ نمی بایست است
هوش مصنوعی: به او گفتم که باید از دهان تازه یک بوسه بگیرم، او پاسخ داد که تو بیچارهای و به هیچوجه نباید این کار را انجام دهی.
دست بردار وصالش به دعا خواه کمالزانکه دایم به دعا کار تو بالا دست است
هوش مصنوعی: به او وصل نشو و به دعا بسنده کن، چرا که دعا خود کلید رسیدن به کمال است و همیشه با دعا میتوانی به موفقیت و بالاتر رفتن دست یابی.