تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۱۸۱

سری که پیش تو بر آستان خدمت نیستسربست آن که سزاوار تاج عزت نیست
به جد و جهد یر کجا شود وصلتکه قرب پادشهان جز به سی دولت نیست
ز قامت نو به طوبی کشد دل زاهدکسی که عشق ندارد بلند همت نیست
کدام کشته عشق است از تو رفته به خاککه جان غرقه به خونش غریق رحمت نیست
به چشم اهل نظر کم بود ز پروانهدلی که سوخته آتش محبت نیست
از اشک ناشد. رنگین مناز با رخ زردزری که سرخ نباشد چنان به قیمت نیست
کمال مطالب دردی به غصه شاکر باشکه جز به شکر کسی را مزید نعمت نیست