شمارهٔ ۱۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درخواست میکند که اگر پاسخ سؤالاتش فرستاده نشده است، حداقل از محبوبش برای او پیامی بفرستد. او به تشنگی و نیازش به عشق و شراب اشاره میکند و میخواهد که در غیابش، سلامهایی برای او بفرستند. شاعر به دوری از محبوب و عذاب ناشی از آن اشاره میکند و امیدوار است که محبت او به دیگران نیز برسد. او همچنین از زیباییهای طبیعی و خوشبوئیها سخن میگوید و در نهایت، از درد و رنجی که به دلیل این دوری احساس میکند، با تصاویری از گل و گلاب سخن میگوید.
سؤال بوس که کردم مرا جواب فرستاگر شکر نفرستی ز ب عتاب فرست
هوش مصنوعی: وقتی که از تو درخواست بوسه کردم، پاسخی به من بفرست. اگر نمیخواهی مرا شکرگزاری کنی، لااقل از روی ناراحتی چیزی به من بده.
پیام ده به من از لب که سوخت تشنه دلمکباب هست مرا وعده شراب فرست
هوش مصنوعی: به من از طریق لبانت پیامی بفرست، زیرا دل من به شدت تشنه است و مثل کباب در آتش سوخته. لطفا وعدهای از شراب به من بده.
به روز هجر ز عارض به ما سلام رسانبه تشنگان قیامت ز روضه آب فرست
هوش مصنوعی: در روز جدایی، از چهرهات برای ما سلام بفرست و به thirsty (تشنه) هایی که در قیامت هستند، از باغ بهشت آب بفرست.
چو دورم از تو رقیبی فرست قاصد منگناهکار چنین را چنان عذاب فرست
هوش مصنوعی: وقتی که از تو دور هستم، اگر رقیبی دارم، به او پیام برسان که من گناهکارم و سزاوار عذابهای سخت.
اگر زکات گدایان حسن بخش کئینخست با مه و آنگه به آفتاب فرست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به دیگران خوبی کنی و به نیازمندان کمک برسانی، ابتدا با زیبایی و لطافت شروع کن و بعد به روشنی و بزرگی عمل خود ادامه بده.
روایح خوش صد ناقه تا به باد رودنسیم زلف معطر به مشک ناب فرست
هوش مصنوعی: عطر دلانگیز صدای شتر تا زمانی که نسیم موهای خوشبو را به هوا بفرستد، حس خوب میآفریند.
اصداع شد سگ او را ز ناله تو کمالبه دفع درد سر از دیدهاش گلاب فرست
هوش مصنوعی: صدای ناله تو باعث شد که سگش به طور عجیبی واکنش نشان دهد و کمال، به منظور تسکین دردسرش، گلاب را به سمت او ارسال کرد.