شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دلبستگی عمیق به یک معشوق است. شاعر از صوفیای صحبت میکند که به خاطر معشوق جانش را از دست میدهد و تا قیامت نمیتواند از غم دوری او خلاصی یابد. او میگوید که اگر امروز آن لبها به زاهدی نگردند، بعدها به خاطر این عمل پشیمان خواهند شد. قد و قامت معشوق در ذهن شاعر مانند سایهای زیباست و او از زیبایی معشوق به شدت متاثر شده است. همچنین به کنایه اشاره میشود که اگر امام زلف معشوق را ببیند، فقط میتواند به زیباییاش اشاره کند. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که برخیزد تا زیباییاش را به نمایش بگذارد، زیرا هنوز رندان در کوی او اقامت دارند و از او بهرهمند میشوند.
صوفی که ز چشم تو برد جان به سلامتسر بر نکند تا به قیامت ز غرامت
هوش مصنوعی: صوفی که جانش را از نگاه تو نجات داده، تا قیامت سرش را بالا نمیآورد و به خاطر آن عشق و دلبستگی، هیچ تذکری نمیکند.
امروز گر آن لب نگرد زاهد خود کامبسیار به دندان گزد انگشت ندامت
هوش مصنوعی: اگر امروز آن لب را ترک کنی و از آن لذت نبری، بعدها همیشه انگشت ندامت را به دندان خواهی گزید و از خسارت آن حسرت خواهی خورد.
در دیده خیال قد تو روز جدائیچون سایه طوبی است به گرمای فیامت
هوش مصنوعی: در ذهن و خاطر من، تصاویر تو در روز جدایی همانند سایه درخت طوبی است که در گرمای روز قیامت به خاطر میآید.
گر زلف کجت بیند امام از خم محرابجز سوره واللیل نخواند به امامت
هوش مصنوعی: اگر امام، زلف کج تو را ببیند، در حالیکه در حالت نماز و در خم محراب است، جز سوره واللیل چیزی نخواهد خواند و در این حال تو را امامت میکند.
دی دید قیام تو مؤذن به نمازیقد قامت او برد زیاد آن قد و قامت
هوش مصنوعی: دیروز دیدم که قیام تو مانند مؤذنی برای نماز، قد و قامت زیبایت را به نمایش گذاشته است. این قد و قامت بینهایت زیبا و تماشایی است.
ما از پس صد پرده تماشای تو کردیمصاحب نظری هسته ز انواع کرامت
هوش مصنوعی: ما برای مشاهده تو از پشت صد پرده عبور کردیم و به این نتیجه رسیدهایم که تو دارای دانش و بینش خاصی هستی که نشان از انواع بزرگواریها و جودت نفس تو دارد.
برخیز کمال از سر ناموس که رندانکردند اقامت به سر کوی ملامت
هوش مصنوعی: بیدار شو و به کمال و فضیلت دست یاب، زیرا که اهل خوشگذرانی و رندها در جایگاه خود، در کوچه ملامت و سرزنش قرار دارند.