تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۲۶۳

من نخواهم ز کمند نو نجاتمن نجی من کمد العشق فعات
آن خضر بین که چه بازی خوردوستلب او دیده و خورد آب حیات
گر الف را حرکت نیست چراستالف قد نو شیرین حرکات
به جناب شه ما گر برسیدفاقروا فیه رفیع الدرجات
تا دگر از تو برد شیرینیکوزه آورده بدریوزه نبات
خوش نیامد بر ما آمدنتتو شهی خوش نبود خانه مات
چون رسی کعبه آن کوی کمالقدرالفقروقف با لعرفات