شمارهٔ ۲۶۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارادت به معشوق است. شاعر عشق را به اندازهای عمیق میداند که آن را قیامت شبانه مینامد. او به زیبایی معشوق و رفتار او اشاره میکند و اعتراف میکند که عشق به او، دل او را به هیجان میآورد و باعث شکستن تابوهای توبه و زهد میشود. شاعر از کمال و عشق به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که زندگیاش را به خاطر عشقش فدای او میکند. در نهایت، اشاره به اینکه توبه و زهد در برابر عشق واقعی معنا ندارد، میکند.
مه را ز ثاب حسن تو هر شب قیامت استکان سرو را چه شیوه رفتار و قامت است
هوش مصنوعی: ماه به خاطر زیبایی ثابت تو هر شب همچون قیامت جلوهگر است. چه حرکات و چه استایشی در قامت سرو وجود دارد!
گر خلق را ز عشق تو باشد قیامتیباری نیامت دل ما زآن قیامت تست
هوش مصنوعی: اگر مردم به خاطر عشق تو قیامت برپا کنند، باری دل ما از آن قیامت توست.
از خاک کوی دوست برانگیختی مرایا ایها الرقیب چه جای ملامت است
هوش مصنوعی: من را از خاک محل زندگی دوست برانگیختی، ای مراقب! ملامتی در این میان وجود ندارد.
بر باد می دهم به هوای تو عمر خویشتا ذرهای ز خاک وجودم سلامت است
هوش مصنوعی: زندگیام را به خاطر تو به باد میسپارم، زیرا تا زمانی که ذرهای از وجودم سالم باشد، وجود تو برایم مهم است.
چشمی که جز بروی تو روزی نظر فکندامروز از خجالت آن در ندامت است
هوش مصنوعی: چشمی که امروز به کسی جز تو نگاه کرده، به خاطر احساس شرمندگی از این کار، در حال پشیمانی است.
ما را بروز وصل تو بریان هزار جانبر عاشقان کری تو یکسر غرامت است
هوش مصنوعی: ما در روز وصال تو، جانهای بسیاری را فدای عشق تو میکنیم و محبت تو برای عاشقان، بهطور کلی، چیزی است که میتواند تمامی خسارتها را جبران کند.
بشکن کمال بر سر سجاده توبه راکاینجا چه جای توبه و زهد و سلامت است
هوش مصنوعی: بر روی سجادهی توبه، زیباییها و کمالات را بشکن، زیرا اینجا جایی برای توبه و زهد و سلامتی نیست.