شمارهٔ ۲۸۹
هوش مصنوعی: این اشعار درباره زیبایی و جذابیت معشوق و لذتهای زندگی است. شاعر از صبحی صحبت میکند که شمع وجود معشوق را روشن کرده و از مراسم نوشیدن شراب و شادی در دلهای عاشقان میگوید. او تأکید میکند که عشق و وصل زیبا به معشوق، فراتر از بحثهای حلال و حرام است و برای عاشقان مجاز است. همچنین به زیبایی و نورانی بودن معشوق اشاره میکند که تمام عالم را روشن کرده و عشق به او کلید فهم راز های عشق است. نهایتاً، شاعر میگوید که زیبایی معشوق چنان است که اگر مؤذنان آن را بشنوند، دیگر نخواهند توانست به سعادت دست یابند.
چو شمعِ روز برافروخت از نسیمِ صَباحبریز بادهٔ گلگون در آبگون اَقداح
هوش مصنوعی: به مانند شعلهای از روز که به واسطه نسیم صبح روشن میشود، بادهای سرخ را در جامهای شفاف بریز.
ز ساقیانِ پریچهره خواه وقتِ صبوححیات جان ز لبِ جام و قوتِ روح از راح
هوش مصنوعی: از ساقیان زیبای مینوش، خواهانم که در صبح زندگی، جانم را از لب جام بیداری و نیرو را از شراب به دست آورم.
مردان خرابات بین که از سرِ شوقبه وصلِ دخترِ رَز تازه کردهاند نِکاح
هوش مصنوعی: مردان میخانه را ببین که با عشق و اشتیاق به وصلت با دختر خوشبوی خود، ازدواج کردهاند.
تو باده نوش و میندیش از حلال و حرامکه هست خون صُراحی بر اهلِ عشق مُباح
هوش مصنوعی: نوشیدن باده را ادامه بده و نگران حلال و حرام نباش، زیرا در عالم عشق، خون شیشه و شراب برای عاشقان آزاد است.
فروغِ شمعِ جمالِ تو مَشرِقُ الْاَنوارطلوعِ کوکَبِ حُسنِ تو فالِحُ الْاَصباح
هوش مصنوعی: نور شمع زیبایی تو، مانند روشنی صبح، درخشش و جذبه ستاره زیباییات را نمایان میکند.
رخ و آب کشاف حسن را تفسیرغمِ تو مخزنِ اسرارِ عشق را مِفتاح
هوش مصنوعی: چهره و زیبایی تو، نشاندهندهی حال و هوای غم تو است و رازهای عشق را فقط تو میتوانی برملا کنی.
حدیثِ قامت تو گر مؤذنان شنوندبه عمر خویش نیایند بعد از این به فَلاح
هوش مصنوعی: اگر موذنان قامت تو را بشنوند، در طول عمرشان هیچگاه به کامیابی و رستگاری نمیرسند.
به بوی صبحِ وصالت کمال دلشده راحدیثِ زلف و رخِ توست وِردِ شام و صَباح
هوش مصنوعی: با خوشبو شدن صبح و فرارسیدن وقت وصالت، دل پر از عشق فقط داستان زلف و چهرهی تو را میگوید و این یاد تو در دل شب و هنگام صبح ورد زبان من شده است.