شمارهٔ ۲۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش زیبایی و魅یت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصویرسازیهای زیبا از خط و خال، رضایت خود را از عشق ابراز میکند و میگوید که هر درد و رنجی از سوی معشوق را تحمل میکند، چرا که درد عشق ارزشمندتر از هر دارویی است. او همچنین به غمزهها و زلف معشوق اشاره کرده و بیان میکند که وصف زیباییهای او دشوار است. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که علم حقیقی در زیبایی نهفته است و جهل از آن قبیح به شمار میآید.
خَطَت که بر خَطِ یاقوت بنهم ترجیحنوشتهاند بر آن لعلِ لب که انت مَلیح
هوش مصنوعی: نگارینی که زیباییاش را بر روی سنگ یاقوت نقش میزنند، برای من ارزش و زیبایی بیشتری دارد نسبت به لعل لبهای تو که تو هم زیبایی خاص خود را داری.
به لوحِ عارضِ تو آن خَطِ دگر گوییکشیده خامهٔ قدرت که اَلبَیاضُ صَحیح
هوش مصنوعی: بر روی صورت تو، قلم قدرت خطی دیگر نگاشته که زیباییاش بینظیر و روشن است.
نمیبریم شکایت ز خَطّ و خالِ بتاناگرچه غارتِ جان میکنند و ظلمِ صَریح
هوش مصنوعی: ما از خط و خال زیبا رویان شکایت نمیکنیم، هرچند که جان ما را میدزدند و به طور آشکار ظلم میکنند.
هزار درد کنیم از تو به که ناز طبیبکه دردِ دوست بِه از شربتِ هزار مسیح
هوش مصنوعی: هزار مشکل و رنج را تحمل میکنیم به خاطر تو، زیرا اینکه عشق و درد دوست برکت و شفا میآورد و از هر درمان و دارویی بهتر است.
چگونه وصفِ تو گویم که غمزهٔ تو به سِحرزده است صد گره از زلف بر زبانِ فَصیح
هوش مصنوعی: چطور میتوانم تو را توصیف کنم در حالی که زیبایی نگاه تو نه تنها دلها را میبرد، بلکه زبان من را هم به زحمت میاندازد؟
گراند به گردن تعلقی همه کی کمالمن آن کمند دلاویز و پارسا تسبیح
هوش مصنوعی: بندهای زندگی را به گردن نمیتوان افکند، زیرا کمال من در آن است که صداقت و پاکیام را با تسبیح نشان دهم.
کوشه که علم نظر زیاده کنیچرا که عِلم حُسن گفتهاند و جَهل قَبیح
هوش مصنوعی: تلاش کن که دانش و آگاهی خود را افزایش دهی، زیرا دانش به عنوان زیبایی و جهل به عنوان زشتی شناخته میشود.