تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۴۲۴

رخت گلبرگ خودرو می‌نمایددر او از ناز کی رو می‌نماید
ز خوبی‌ها که در تست از هزاراندهانت یک سر مو می‌نماید
خیال عارضت در چشم گریانچو آب چشمه در جو می‌نماید
رخ خود دید گل در آب و گفتااگر نکنم غلط او می‌نماید
به روی دوست مانند است خورشیدبه چشم گرم از آن رو می‌نماید
چو مطرب خواند ابیات نو گویندکه این گوینده خوشگو می‌نماید
کمال از وصف آن به هرچه گوییبه وجه عقل نیکو می‌نماید