تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۱۵

سلیهائی کز سهند آمد من و یاران ز کوشکموج آن بالا و اوج کوشک میدیدیم پست
شد بطاق هر دریچه آب نزدیک آنچنانکانزمان شستیم ما و هر که بود از کوشک دست