شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به مهمان عزیزی در لب جانان اشاره میکند که به او عذرخواهی میکند. گوینده احساس میکند که چیزی برای پذیرایی از چنین مهمان ارزشمندی کافی نیست و نمیتواند چیزی درخور او ارائه دهد. وقتی گوینده از نقل دهان (حرف یا داستان) صحبت میکند، مهمان میگوید هیچ چیزی نمیتواند در برابر او قرار گیرد. به طور کلی، شعر به اهمیت مهمان و احساس کمبود در برابر او اشاره دارد.
دوش مهمان لب جانان شدمعذر گفت و منتم بر جان نهاد
هوش مصنوعی: دیشب به مهمانی محبوبم رفتم، اما او از من عذرخواهی کرد و من هم از آنچه که برایش انجام داده بودم، قدردانی کردم.
کامشبم چیزی چنان در خورد نیستتا توان پیش چنین مهمان نهاد
هوش مصنوعی: امشب چیزی در خوراک ندارم که بتوانم در برابر مهمان چنین بزرگی قرار دهم.
گفتم آن نقل دهان بس نیست گفتهیچ پیش مهمان نتوان نهاد
هوش مصنوعی: گفتم این صحبت فقط به حرف نیست و کافی نیست، او گفت که هیچ چیزی را نمیتوان در برابر مهمان قرار داد.