شمارهٔ ۶۹۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج های خود میگوید و به احساس تنهایی و ناامیدیاش اشاره میکند. او بیان میکند که تنها همدمش ناله است و هیچکس را در این دنیای پرتلاطم محرم و نزدیک خود نمیبیند. با وجود غمهای جهان، عشق به محبوبش را دارد و از آن غافل نیست. همچنین، به بودن در دوری و غیبت محبوبش اشاره کرده و تأکید میکند که با وجود مشکلات و دردها، عشق او برایش ارزشمند و مهم است. در نهایت، در حالی که غمهای زیادی را تجربه کرده، به قدرت عشق و تعلق خاطر به محبوبش اعتراف میکند.
به درد تو جز ناله همدم ندارمکسی را درین پرده محرم ندارم
هوش مصنوعی: در این دنیا کسی را جز نالههای دل خودم ندارم که به دردهایم گوش کند و از رازهایم آگاه باشد.
جفای جهان میکشد عاقل و منغمت دارم و از جهان غم ندارم
هوش مصنوعی: دنیا به عاقلان ستم میکند، اما من تنها به غم تو فکر میکنم و از مشکلات دنیا بیخبرم.
به مهر رخت عالمی دارم امروزکه یک ذره پروای عالم ندارم
هوش مصنوعی: امروز به خاطر زیبایی چهرهات، تمام جهان را در اختیار دارم و هیچ توجهی به دیگران برایم اهمیتی ندارد.
در دست دور از دهانتمن این نکته چندان مسلم ندارم
هوش مصنوعی: من نسبت به این نکته که در دست من و دور از دهان توست، به هیچ وجه مطمئن نیستم.
غم و محنت و درد چندانکه خواهیسلیمان وقتم که خانم ندارم
هوش مصنوعی: من هر اندازه که بخواهم غم و درد و رنج را تجربه میکنم، اما وقتی که به خاطر نداشتن همسری برایم وقت ندارم.
از آن دم که غایب ز چشم کمالیمن از دولت عشق تو کم ندارم
هوش مصنوعی: از وقتی که زیبایی تو از نظرم دور شده، از نعمت عشق تو چیزی کم ندارم.