شمارهٔ ۶۹۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان درد و غم ناشی از عشق میپردازد. او با ذکر اینکه از غم عشق بسیار رنج برده، اشاره میکند که حتی دردی که از بیدردی میکشد، بیشتر از دردهای دیگر است. هر یک از دردهای او درمانی پیدا کرده و به نوعی از تاثیری که عشق بر او گذاشته رهایی یافته است. او خود را به پرندهای تشبیه میکند که در دام عشق گرفتار شده و از غم و درد عشق بهرهمند شده است. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که عشق او را به کمال رسانده و او خود را همدرد و فریادزن دردهای عشق میداند.
بسی درد از غم عشقت کشیدمز بی دردی بتر دردی ندیدم
هوش مصنوعی: من از غم عشق تو بسیار رنج کشیدم، اما از بیاحساسی دیگران بیشتر رنج و دردی ندیدم.
یکایک درد من درمان پذیرفتاز آن دم کز تواین شربت چشیدم
هوش مصنوعی: هر یک از دردهای من زمانی تسکین یافت که از لحظهای که تو این نوشیدنی را چشیدم.
به نیم اندوه از صد غضه رستمبه یک درد از هزاران غم رهیدم
هوش مصنوعی: از صد درد و رنجی که رستم داشت، من تنها به یک اندوه دچار شدم و از میان هزاران غم، به یک درد احساس آزادی کردم.
من آن مرغم که در دام بلایتچو پیچیدم غم و درد تو چیدم
هوش مصنوعی: من آن پرندهای هستم که در دام عشق و گرفتاری تو افتادهام و غم و درد تو را به دوش میکشم.
فغان خود من سرگشته زین دردرساندم بر فلک هر جا رسیدم
هوش مصنوعی: من از درد و رنج خود ناله و فریاد کردم و این را تا آسمان رساندم، هر جا که رفتم.
طبیب عاشقانت نام کردندچو دردت بر همه درمان گزیدم
هوش مصنوعی: عاشقانت را پزشک نامیدهاند، چون من درمان دردهای شما را پیدا کردهام.
به اوصاف کمال امروز از عشقاز آن فردم که همدرد فریدم
هوش مصنوعی: امروز درباره ویژگیهای کمال و عشق صحبت میکنم و از آن شخصی میگویم که با من در درد و غم شریک است.