تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۷۱۰

جان دارم و دل دارم سر دارم و زر دارمگر از تو رسد فرمان دل از همه بر دارم
تو عمر منی زآن وجه من بی تو نخواهم جانتو چشم منی زآن رو من با تو نظر دارم
من هیچ نمی مانم با زاهد خشک امااو دامن تر دارد من دیدهٔ تر دارم
از آه سحر صوفی بزدای دل تیرهکاین آینه روشن من از آه سحر دارم
گویند کمال از تو عیب است نظر بازیگر عیب من این باشد من خود چه هنر دارم