شمارهٔ ۷۲۷
هوش مصنوعی: این شعر ابراز احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر میگوید که دل ندارد تا هدیهای با ارزش برای محبوبش بفرستد، زیرا چیزی جز ناله و فریاد در دستش نیست. او غمگین است که نمیداند چه باید بفرستد، در حالی که اشکها و دردش را با بیانی شاعرانه بیان میکند. شاعر از ناتوانی خود در ارائه چیزی مناسب و شایسته برای محبوبش احساس ناراحتی میکند و در کل، شعر نشاندهنده عواطف عمیق و اشتیاق شدید به معشوق است.
دل نیست به دستم بر دلبر چه فرستمجان هست ولی چیز محقر چه فرستم
هوش مصنوعی: دل من در دست من نیست؛ نمیدانم چگونه احساساتم را برای معشوق بفرستم. جانم در اختیار دارم، اما چه چیز ناچیزی میتوانم به او ارائه دهم؟
غم نیست ازینم که فرستم سر و جانشاندیشه از این است که بر سر چه فرستم
هوش مصنوعی: غم من از این نیست که جان و سرم را برای کسی بفرستم، بلکه افسوس میخورم که نمیدانم برای چه چیزی باید آنها را فدای کنم.
از دیده به خاک در او جز گهر اشکنقدی که رسانند روانتر چه فرستم
هوش مصنوعی: از چشمانم جز قطرات اشک که گوهری ارزشمند است، چیزی به خاک نمیفرستم. چه چیزی میتوانم به او بفرستم که احساساتم را بیشتر منتقل کند؟
گر دل طلبد مرهم ریشه بسر نیشزآن غمزه بدل جز سر نشتر چه فرستم
هوش مصنوعی: اگر دل بخواهد که دردش را التیام بخشد، از غمزهی یار چه چیزی جز نیشی از سر میتوانم به دل او بفرستم؟
با دست همین از نو بدست من مفلسجز ناله و فریاد بر آن در چه فرستم
هوش مصنوعی: با دست خودم، در حالی که بیپول و درماندهام، جز ناله و فریاد چه چیزی میتوانم به آن در تقدیم کنم؟
بیرون ز دعایی که برآید سحر از دستدستم ندهد تحفه دیگر چه فرستم
هوش مصنوعی: بیرون از دعایی که در سحر جواب میدهد، دیگر چه چیزی میتوانم برای تو بفرستم که دستنخورده باشد؟
چون بر در و بام تو نخواهم که پرد مرغمن خود ببرم خط به کبوتر چه فرستم
هوش مصنوعی: من نمیخواهم پرندهام را به در و بام تو بفرستم، چون خودم میتوانم به تو پیام برسانم.
شرق لب چون قند توآم گرچه بسی هستپیش تو سخنهای مکرر چه فرستم
هوش مصنوعی: اگرچه لبهای تو شیرین و دلپذیرند و همچون قند هستند، اما با توجه به اینکه بارها از زیباییها و محبتهای تو سخن گفتهام، دیگر چه چیزی جدیدی میتوانم برایت بفرستم؟
زینسان که کمالست ز هجران تو گریانبا نامه برت جز غزل تر چه فرستم
چند اصلاح تایپی کوچک