شمارهٔ ۷۳۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد دل عاشقانه است. شاعر از احساسات عمیق خود صحبت میکند و میگوید که با پنهان کردن احساساتش، در درون خود میسوزد. او به حسرت و یاد لبانیBlood آلود اشاره میکند و از سوختن دلش به خاطر عشق استغفار میکند. همچنین، او به تلاشی که برای رسیدن به معشوق انجام میدهد اشاره دارد و میگوید که حتی اگر از پا تا سر بسوزد، این عشق را تحمل میکند. در نهایت، نگرانیاش از چشم بد و آسیبهای ناشی از آن را بیان میکند و خود را به عنوان سپند (مادهای مقدس برای دفع بلا) معرفی میکند که حتی اگر بسوزد، عشقش را فراموش نخواهد کرد.
رخ بپوشید و جگر میسوزدمآتش پنهان بتر میسوزدم
هوش مصنوعی: چهرهات را بپوشان، چرا که من در خاموشی احساساتم، با درد و آتش درون خود میسوزم.
خانه گر از آب سازم چون حبابآه دل دیوار و در میسوزدم
هوش مصنوعی: اگر خانهای از آب بسازم مانند حباب، با این حال، آه دل مرا دیوار و در به آتش میکشد.
یاد آن لب، دل که خون آلود ازوستچون نمک بر ریش تر میسوزدم
هوش مصنوعی: یاد آن لب که دل را به درد آورده است، مانند نمک بر زخم تر، آتش به جانم میزند.
پای از سر میکنم پیشش چو شمعگرچه از پا تا به سر میسوزدم
هوش مصنوعی: اگرچه تمام وجودم میسوزد و درد دارم، اما به خاطر او دست از خودخواهی برمیدارم و برایش فدای خود میشوم، مثل شمعی که با وجود شعلهاش از خود میسوزد.
سوخت جانم ناز او بادش حلالگر به یک ناز دگر میسوزدم
هوش مصنوعی: جانم به خاطر زیبایی و ناز او در آتش عشق سوخت، و اگر او یک ناز دیگر کند، باز هم آمادهام که بسوزم.
نامه شوقم کبوتر دید و گفتچون برم چون بال و پر میسوزدم
هوش مصنوعی: شوق من مانند کبوتر نامهای را دید و گفت: وقتی که پرواز میکنم، چرا بال و پر خود را میسوزانم؟
گر ز چشم بد دلش ترسد کمالمن سپندم گو اگر میسوزدم
هوش مصنوعی: اگر دلی بخواهد از چشم بد بترسد، باید بداند که من چون آتش سوزان هستم، اما اگر بخواهد که مرا بسوزاند، باید در نظر بگیرد که من همچنان خواهم درخشید.