تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۷۳۳

رخت رشک قمر گفتیم گفتیمدهانت را دهانت را شکر گفتیم گفتیم
رقیبت را که سگ بسیار ازو بهچه شد گر زین بتر گفتیم گفتیم
غمت گفت بگوئید اندرین راهبه ترک جان و سر گفتیم گفتیم
چو شیرین تر ز جائی دوستان رااز جانت دوستر گفتیم گفتیم
مرا نامهربان گفته که گفتینگفتیم این و گر گفتیم گفتیم
چو بر عشق ما دانست اغیاربه یاران این خبر گفتیم گفتیم
چه رنجی گر کمال آن منت گفتدروغی این قدر گفتیم گفتیم