شمارهٔ ۷۳۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره شادی و لذت جویی در زندگی است. شاعر از می و باده مینوشد تا از غمها و دردهای عشق بیاساید. او به آرزوهایش و اهمیت همراهی با دوستان اشاره میکند و میگوید که عشق و درد جزئی از زندگی عاشقانه هستند. در نهایت، شاعر بر وابستگی خود به معشوق تأکید میکند و این وابستگی را باعث آرامش و آسایشش میداند، و به تلاشهایش برای رسیدن به او اشاره میکند.
روز نشاطست و عیش باده بیارید و جامزآنکه به جان آمدم در غم ناموس و نام
هوش مصنوعی: امروز روز شادی و سروری است، پس بیایید شراب بیاورید و لیوان را پر کنید، چرا که به خاطر غم و ناموس و اعتبار، به سختی رسیدهام.
هست مرا آرزو یک دو مراد از جهانصحبت یاران خوش صحت و شرب مدام
هوش مصنوعی: من در آرزو دارم که دو خواسته از زندگی داشته باشم: یکی صحبت با دوستان خوب و دیگری نوشیدن به طور مداوم.
ور نبود هیچ ازین دولت حسن تو بادعشق تو ما را بس است درد تو ما را تمام
هوش مصنوعی: اگر هیچ چیزی از زیبایی تو وجود نداشت، عشق تو برای ما کافی است و درد تو برای ما به اندازه کافی کامل و تمام است.
ذوق درونی و درد لازمه عاشقیستهر که در و این دو نیست عشق برو شد حرام
هوش مصنوعی: شادی باطنی و رنج جزیی از عشق هستند. هر کس که این دو احساس را نداشته باشد، محبتش قبول نیست.
گرنه بشویم به می سینه پر جوش رااز سر من کی رود این همه سودای خام
هوش مصنوعی: اگر به می روی بیاوریم و سینهی پُر از احساسات و شور را آرام کنیم، اما از خودم نمیدانم که چگونه میتوانم این همه آرزوهای ناپخته را از سر خود دور کنم.
دیده بد فرصئی کور بود دایماعیش کنم لایزال نوش کنم می مدام
هوش مصنوعی: چشمان بدبین همیشه نمیتوانند زیباییها را ببینند، اما من به لذتبردن از زندگی و نوشیدن شراب ادامه میدهم.
پشت و پناه من است سرو قد عالیتسایه عالیت باد بر سر ما مستدام
هوش مصنوعی: سرو بلند تو پشتیبان و حمایت من است و سایهات همیشه بر سر ما برقرار باشد.
تا به تو وابسته ام کلی و جزوی کارفارغم از نیک و بد ایمنم از خاص و عام
هوش مصنوعی: وقتی به تو وابستهام، همه چیز را رها کردهام و از خوبیها و بدیها نجات یافتهام، در امانم از همه افراد، چه خاص و چه عموم.
سعی بسی کرده ام تا به تو ره برده امغابت سعی کمال هست همین والسلام
هوش مصنوعی: من تلاشهای زیادی کردهام تا به تو نزدیک شوم، اما غیبت تو به معنای این است که کمال واقعی در همین است و بس.