شمارهٔ ۷۴۱
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به شادی و لذت از زندگی پرداخته و به نوشیدن شراب و خوشگذرانی در بزم اشاره دارد. شاعر از ساقی میخواهد تا شیشهای بیاورد تا با هم شراب بنوشند و غم را فراموش کنند. او به زیباییهای زندگی و لذتهای آن پرداخته و به اهمیت جمع بودن و جشن گرفتن تأکید میکند. همچنین، شاعر به مفهوم آزادی و عدم ترس از قضاوت دیگران در هنگام خوشی اشاره دارد و میگوید که در میخانه، ما حق کسی را نمیخوریم و با خنده و شادی زندگی را ادامه میدهیم.
ساقی بیار شیشه می تا به هم خوریمکز چرخ شیشه باز جگر خون چو ساغریم
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا شیشهی می را بیاور تا با هم نوش جان کنیم، زیرا از گردش روزگار، دلمان مانند شیشه شکسته و خونین شده است.
کشتیست جام باده و غم بحر پر ز موجکشتی روانه ساز کزین ورطه بگذریم
هوش مصنوعی: یک کشتی پر از شراب است و دریا پر از غم و موجهای زیاد. بیایید این کشتی را به راه بیندازیم تا از این خطر گذشته و به امنیت برسیم.
مطرب طلب کنیم و به بزم آوریم چنگور چنگمان بدست نیاید نی آوریم
هوش مصنوعی: ما دعوت میکنیم مطرب را تا به مهمانی بیاید و با چنگ خود، ما را خوشحال کند. اما اگر نتوانیم چنگ در دست بگیریم، نباید ناامید شویم و به دنبال چنگ دیگری نرویم.
رند شرابخانه به سر میبرد سبوما هم بر آن سریم که با او به سر بریم
هوش مصنوعی: همچنان که رند در میخانه به خوشگذرانی مشغول است، ما نیز در کنار او به نوشیدن و شادی میگذرانیم.
بر فرق خاک آن در و بر سر شراب لعلگاهی ز لعل و گه ز گهر تاج بر سریم
هوش مصنوعی: به بالای خاک آن در، گاهی بر سر شراب قرمز، گاهی بر سر تاجی از سنگهای قیمتی قرار میگیرد.
بینیم آب خضر در آئینه قدحما را مبین حقیر که خضر و سکندریم
هوش مصنوعی: ببینیم که آیا آب خضر در جام ما انعکاس یافته و خودمان را در مقابل آن حقیر مییابیم که هم خضر و هم اسکندر را نشانهگذاری میکند.
با محتسب بگری و مترس از کسی کمالگر باده میخوریم حق کس نمیخوریم
هوش مصنوعی: با کارشناس دینی درگیر نشو و از هیچ کس نترس، زیرا ما فقط به لذت بردن از شراب میپردازیم و به حقوق کسی تجاوز نمیکنیم.