شمارهٔ ۷۴۷
هوش مصنوعی: این شعر از شاعری است که به عشق و حقیقت خود اشاره میکند. او خود را به شاه مرغان تشبیه میکند که به سوی تخت سلیمان پرواز میکند و عشق را شکار خود میداند. او جلب توجه میکند که در ظاهر انسانی ناچیز و ژنده پوش به نظر میرسد، اما باطن او درخشان و نورانی است. او به جای مال و منال دنیا، به حقیقت و معنای عمیقتری در زندگی میپردازد و در جمع عرفا به کمال رسیده است. در کل، شعر به دنبال مبارزه با دنیای مادی و جستجوی عشق و عرفان است.
شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرمصید من عشق است و دل پیر و عنایت رهبرم
هوش مصنوعی: من همچون شاه پرندگان به سوی تخت سلیمان پرواز میکنم. عشق، شکار من است و دل بزرگ و توجه رهبر من.
صورت ما نا بدلی ژنده پوشان شد بدلنسخه ها بردند نقاشان چین از پیکرم
هوش مصنوعی: صورت ما به گونهای تغییر کرده است که شبیه به لباس کهنهای شده است، اما هنرمندان چینی با دیدن تمثال ما، نقاشیهایی از آن برداشتند.
بی خط و کلک و ورق روشندلان بر خوانده اندآیت نور السماوات از ضمیر انورم
هوش مصنوعی: روشندلان بدون هیچ گونه خط و نقشی، آیات نور آسمانها را از وجود پاک من خواندهاند.
دیگران جان میکنند از حسرت مال و منالمن به ملک نیستی امروز جان می پرورم
هوش مصنوعی: دیگران برای به دست آوردن مال و ثروت، بسیار زحمت میکشند و با حسرت زندگی میکنند، اما من امروز به خاطر روح و جانم زندگی میکنم و به دنیای مادی اهمیت نمیدهم.
تا حمایت یافتم اندر جوار مصلحتدر میان اهل عرفان من کمال مظهرم
هوش مصنوعی: وقتی که در کنار خوبیها و مصلحتها قرار گرفتم و حمایت شدم، در جمع اهل معرفت و عرفان به کمال خود رسیدهام و مظهری از آن کمال هستم.