شمارهٔ ۷۴۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت عمیق شاعر نسبت به معشوق است. در شب، چشم به ماه دوخته و از درد دوری معشوق در درون خود میسوزد. شاعر با اشاره به تیغ نگاه معشوق و دردهایی که از این نگاه میکشد، احساس تنهایی و بیکسی خود را بیان میکند. او به رغم رنجهایی که کشیده، همچنان از محبت معشوق به یاد میآورد و نمیخواهد که او را به خاک بیندازد. شاعر به این نتیجه میرسد که هیچگاه به گناه مرتکب نشده و محبت او همیشه خالص بوده است. همچنین او به زیباییهای معشوق اشاره کرده و به این میاندیشد که آنچه او در این غزل بیان کرده، نتیجهی تفکر و عشقش به این ماه است.
شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده امسوخته ماه و زهره را سینه چو آه کرده ام
هوش مصنوعی: در شب که به خاطر دلتنگی تو به آسمان نگاه میکنم، به خاطر غم و اندوهم دل ماه و ستاره را هم میسوزانم و با سینهای آکنده از حسرت، آه میکشم.
در خور تیغ دیده ام پیش تو فرق خویش رااز تو به آفتاب اگر نیز نگاه کرده ام
هوش مصنوعی: در برابر تیغ چشم تو، تفاوت خود را شناخته ام، حتی اگر به آفتاب هم نگاه کرده باشم.
گرچه ز خون کشتگان گشت رقیب سرخ رویباز منش به درد دل روی سیاه کرده ام
هوش مصنوعی: هرچند که رقیب با خون کشتگان خود را به زیبایی و ظاهری دلربا آراسته است، اما من به خاطر درد دل خود، رنگی تیره و تاسفبار به چهرهام دادهام.
ناصع اگر به بینیم روی به خاک راه اوهیچ مگوی کز تو به روی به راه کرده ام
هوش مصنوعی: اگر جمال معشوق را ببینم و در خاک بمانم، هیچ نگویید که من از تو به عشق او گام برداشتهام.
بود همیشه جان من رسم تو بی گنه کشیهیچ نمی کشی مرا من چه گناه کرده ام
هوش مصنوعی: همیشه جان من در اختیار تو بوده است، اما تو بلاگناهی به من آسیبی نمیزنی. من چه تقصیری دارم؟
خط چو دید بر رخت مهر دلم زیاده شدنام خطت به آن سببه مهر گیاه کرده ام
هوش مصنوعی: وقتی خط زیبای تو را بر روی چهرهات دیدم، عشق من به تو بیشتر شد. به خاطر آن خط، مهر و محبت را در دل خود رشد دادهام.
آنچه کمال از آن دو رخ کرد بیان درین غزلسهل مبین که فکر آن من بدو ماه کرده ام
هوش مصنوعی: هر آنچه که از زیبایی دو چهره حاصل شده، در این شعر به راحتی قابل فهم نیست؛ زیرا فکر من به آن ماه، به گونهای دیگر صورت گرفته است.