شمارهٔ ۷۵۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و فراق میپردازد. شاعر از حال و هوای خود در میکده میگوید و به مستی شب و صبح اشاره میکند. او به دوری از زاهدان مغرور اشاره کرده و تاکید میکند که هیچ کس بوی ریا از آنها حس نکرده است. عشق و زیبایی معشوق باعث حیرت و شگفتی او و دیگر عاشقان شده و آنها مانند پروانهای هستند که به نور معشوق نزدیک شدهاند. شاعر از فاصلهای که بین خود و معشوق وجود دارد گلایه میکند و اشاره میکند که در بیان درد و دل خود نمیتوانند فریاد برآورند. او در نهایت به این نکته میرسد که گرچه ممکن است گمنام باشند، اما به خاطر عشق به معشوق، مشهور شدهاند.
عمریست که از خلوته در میکده مسئوریمشب مست و سحر گاهان چون چشم تو مخموریم
هوش مصنوعی: مدت هاست که در تنهایی و در کانون عشق مشغول هستیم. شب ها در حال سرخی و مستی به سر می بریم و صبح ها چشمانمان از جذابیت تو غرق در خواب و مستی است.
کس بوی ریا نشنید از خرفة ما رندانچون دور به صد فرسنگ از زاهد مغروریم
هوش مصنوعی: هیچکس از رفتار ما رندان بوی ریا و تظاهر نمیگیرد، چون ما به اندازهی صد فرسنگ از زاهد مغرور فاصله داریم.
پی برده بکوی تو تا بافت بوی توآسوده به روی تو از جنت و از حوریم
هوش مصنوعی: به کوی تو رسیدم و بوی خوش تو را حس کردم، آرامش من از بهشت و حوریان توست.
حیران جمال نو ما سوختگان یک یکپروانه آن شمعیم مستغرق آن نوریم
هوش مصنوعی: ما در زیبایی جدیدی که به وجود آمده، حیران و شگفتزدهایم. همه ما مانند پروانهها در برابر این شمع میسوزیم و در نور آن غرق شدهایم.
ای جان گرانمایه نو نوری و ما سایهبا ما چو نو نزدیکی ما از تو چرا دوریم
هوش مصنوعی: ای جان ارزشمند، تو همچون نوری تازه و ما مانند سایهای هستیم که در کنار تو قرار دارد. اما با وجود این نزدیکی، چرا ما از تو دور هستیم؟
تا درد دلی گوئیم کو با تو مجال آنفریاد که نتوانیم دربابه که رنجوریم
هوش مصنوعی: هر وقت بخواهیم از دل درد و غمهای خود بگوییم، فرصتی برای فریاد زدن نداریم و نمیدانیم از چه کسی میتوانیم شکایت کنیم که دردمندیم.
گویند کمال از عشق شد شهره به گمنامیچون ذره گمیم اما با مهر تو مشهوریم
هوش مصنوعی: میگویند که عشق موجب میشود انسان به نامی مشهور شود، حتی اگر در اصل ناشناس باشد. ما هم مانند ذرهای کوچک و گمنام هستیم، اما عشق تو ما را به معروفیت رسانده است.