شمارهٔ ۷۵۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به آمدن عید اشاره میکند و از شوق و اشتیاق خود به جمال معشوقش صحبت میکند. او به زیبایی و شادی عید اشاره میکند و بر این باور است که نیاز به عید دیگری ندارد زیرا فقط وجود معشوقش کافی است. شاعر همچنین به شب قدر و اهمیت آن اشاره میکند، پیشنهاد میدهد که از این شب بهرهبرداری کنند و عشق را جشن بگیرند. او از ساقی میخواهد باده و نقل بیاورد تا بتوانند از روزهداری و غمهای روزانه فاصله بگیرند. در نهایت، شاعر از آداب مذهبی مانند نماز و روزه یاد میکند و میخواهد که از مشکلات و دردسرهای روزمره دور بمانند.
عید می آید و وقتست که در مه نگریمپرده برگی که از مه به تو مشتاق تریم
هوش مصنوعی: عید نزدیک است و زمان آن رسیده که به ماه نگاه کنیم. پردهای از برگ که نشاندهنده علاقه ما به توست، به نمایش درآید.
از جمال تو که عیدست و به همه ماند راستگر گماریم نظر بر به نو کج نظریم
هوش مصنوعی: از زیبایی تو که مانند عید میماند و بر همه چیز میافزاید، اگر چشمانمان را به تازهترین چیزها بدوزیم، به نوعی بیخبر خواهیم بود.
هست در عید دگر کشتن ما فکر بعیدپیش روی تو چه محتاج به عید دگریم
هوش مصنوعی: در روز عید، فکر کشتن ما از یاد نمیرود. برای تو این مساله عجیب نیست که ما به عید دیگری نیاز داریم.
سر زلفت شب قدرست و غنیمت شب قدریک شب آن عقد بگیریم و غنیمت شمریم
هوش مصنوعی: موهای تو مانند شب قدر هستند و ارزش این شب در این است که فقط یک شب میتوانیم به هم پیوند بخوریم و این لحظه را غنیمت بشماریم.
ساقیا باده ده و نقل که شد نوبت آنکه دگر روزه خوریم و غم روزی نخوریم
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهای به ما بده و نقل برای تناول، چون اینک زمان آن فرا رسیده که دیگر روزه را رها کنیم و نگران فردا نباشیم.
پست شد غلغل تسبیح و تراویح هنوزبه حق روزه کز آن و لوله با دردسریم
هوش مصنوعی: صدای تسبیح و نماز خواندن کم رنگ شده، اما هنوز به حق روزه میرسیم که از آن با دشواری مواجهیم.
روزه خوردیم و فسم هم به نماز تو کمالکه دگر دردسر خویش به مسجد نبریم
هوش مصنوعی: ما روزه گرفتیم و قسم میخوریم به نماز تو که دیگر مشکلات خود را به مسجد نبریم.