شمارهٔ ۷۸۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی محبوب است. شاعر از اشتیاق و longing خود برای معشوق میگوید و خانه دلش را به خاطر او نورانی کرده است. او به تمجید از زیباییهای معشوق پرداخته و بیان میکند که محبت او باعث شده تا دل و عقلش از خود دور شود. شاعر از درد جدایی و عذاب ناشی از فراق میگوید و به این نتیجه میرسد که برای به دست آوردن محبوب، باید از هر چیزی چشمپوشی کرد. در نهایت، او از آثار زیبایی محبوبش بر دل و دیدهاش میگوید و تأثیر عمیق آن را در زندگیاش احساس میکند.
ما خانه دل جای تمنای تو کردیمدر خانه چراغ از رخ زیبای تو کردیم
هوش مصنوعی: ما در دل خود به خاطر تو آرزوهایی را جا دادیم و در خانهمان، به نور چهره زیبای تو، روشنی بخشیدیم.
شوریدهسری جمله گرفتیم به گردنوان گه چو سر زلف تو سودای تو کردیم
هوش مصنوعی: ما همه دیوانه وار به گردن او افتادهایم و وقتی به زیبایی زلف تو فکر میکنیم، به شوق و عشق تو دل میبندیم.
دیدیم دل و عقل ز خود دور به صد گامآن روز که از دور تماشای تو کردیم
هوش مصنوعی: روزی که به دوری از تو نگاهی انداختیم، دیدیم که دل و عقل ما به دور از خودشان هستند و با فاصله زیادی از ما جدا شدهاند.
از پستی و بالا همه کس نعره برآوردهر جا که حدیث قد و بالای تو کردیم
هوش مصنوعی: هر کسی در مورد بلندی و زیبایی تو صحبت کرد، از هر گوشهای ناله و فریاد سر داد.
هر لحظه به ما گرمتری از ستم و جورتا در دل آتشزده مأوای تو کردیم
هوش مصنوعی: هر لحظه به ما ستم و سختی بیشتری میرسد تا جایی که در دل این آتش، مکان و پناه تو را فراهم کردهایم.
بر سینه ما چند نهد داغ فراقتآخر نه به این سینه تمنای تو کردیم
هوش مصنوعی: بر سینه ما چندین نشانه از عشق تو بگذارند، اما ما هرگز برای عشق تو با این دل، چنین آرزویی نکردیم.
چون رفت کمال از نظرت طلعت دلدارقطع نظر از دیده بینای تو کردیم
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی و کمال از نظر تو غایب شد، ما هم از نگاه تو دوری جستیم و به دیدن آن دلدار بیاعتنا شدیم.