تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۷۸۱

ما در حریم مجلس عشاق محرمیمبا درد پار صاحبه و با ناله همدمیم
تا نوبت غلامی آن در به ما رسیدهر جا که می رویم عزیز و مکرمیم
عاقل خبر نیافت که ما را طریقه چیستدیوانه پی نبرد که ما در چه عالمیم
در دور غصه های تو کان مستدام بادفارغ ز شادمانی و آسوده از غمیم
از خون چو غنچه گرچه دل مالبالستپیش لب و دهان نو خندان و خرمیم
دردسر طبیب گرانست بر سریما را که خسته خاطر از آسیب مرهمیم
اگر حال درد ما نکنی باور از کمالاز غم سؤال کن که شب و روز با همیم