شمارهٔ ۷۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حال و وضعیت خود میپردازد و میگوید که ما عاشق و دیوانه هستیم و از دنیا و مردم بینیازیم. اگرچه ممکن است به دلیل عشق و محبت از حالت طبیعی خود خارج شده باشیم، اما این وضعیت برای ما عذری ندارد. ما هیچ ارتباطی با دیگران نداریم و در خلوت خود، در حال شعف و مستی از عشق به سر میبریم. شاعر بر این باور است که تنها کسی که جرعهای از محبت را بچشد، میتواند درک کند که چرا ما اینگونه دیوانهوار رفتار میکنیم. همچنین اشاره میکند که از کثرت رفاقتها و روابط نتوانستهایم دلی باز کنیم و در نتیجه به کنج خرابات پناه بردهایم. در نهایت، او به دور کمال و رهایی از تکالیف اشاره میکند و شکرگزاری میکند که از قید و بندها آزاد شدهایم.
ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیممعذور توان داشت اگر توبه شکستیم
هوش مصنوعی: ما افرادی آزاد و بیپروا هستیم و عاشقانه زندگی میکنیم. اگر هم که گناه کردهایم، دلیل بهانهجویی برای ما وجود دارد.
با هیچ کسی کار نداریم درین ملکما را بگذارید درین حال که هستیم
هوش مصنوعی: ما هیچ ارتباطی با دیگران نداریم، لطفاً ما را در همین وضعیت که هستیم، تنها بگذارید.
آن عاقل دنیا طلب ار جاه پرستدشک نیست که ما عاشق و دیوانه و مستیم
هوش مصنوعی: انسانی که به دنبال مقام و جاه است، اگرچه عاقل به نظر برسد، اما در واقع ما عاشقان و دیوانگان حقیقی هستیم که به عشق و احساسات اهمیت میدهیم.
گر نوش کند جرعه ای از جام محبتآنگاه بداند که چرا بی خود و مستیم
هوش مصنوعی: اگر او جرعهای از جام عشق بنوشد، آنگاه میفهمد چرا ما اینقدر بیخود و سرمستیم.
تا پی نبرد کس به سر ما ز در خلقبرخاسته در کنج خرابات نشستیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر اینکه کسی از حال ما باخبر نشود، از میان مردم جدا شده و در خلوتی در خرابات نشستهایم.
گویند که دیوانه این دور کمال استشکرانه که از جمله تکلیف برستیم
هوش مصنوعی: میگویند در این دوران، دیوانهوار در حال پیشرفت هستیم و به خاطر این رشد و کمال، خوشحال و شکرگزاریم که از سختیها و مسئولیتها رهایی یافتهایم.
از کثرت صحیت چو در دل نگشایدبر خود در آمد شدن غیر بیستیم
هوش مصنوعی: به دلیل فراوانی صحبتها و گفتگوها، وقتی که در دل انسان چیزی باز نمیشود، در نهایت به خود میآید که چیزی جز بیخبر بودگی نیست.