شمارهٔ ۷۹۰
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او به وضوح بیان میکند که زندگیاش وابسته به وجود معشوق است و بدون او هیچ ارزشی ندارد. شاعر با اشاره به زجر و اندوه ناشی از دوری از معشوق، امید به دیدار او را مایه خوشبختی خود میداند و آن را خوشطالع میشمارد. همچنین، او با تأکید بر اینکه حسادتی که از دیگران به او میشود، نشانهای از ارزش و عشق اوست، به اهمیت و کمال بندگی خود در برابر معشوق اشاره میکند. در نهایت، او بیان میکند که هیچ دلیل و حجتی برای اثبات خود ندارند، بلکه عشق و بندگیاش به معشوق بهخودیخود کافی است.
من برین در بندهام تا زندهامتا چنینم بندهٔ پایبندهام
هوش مصنوعی: من تا زمانی که زندهام، به این در وابستهام و همچنان به همین وفادار باقی میمانم.
گفته میریزم همین دم خون توبی همین ار زندهام ارزندهام
هوش مصنوعی: من همین حالا برای تو خونم را میریزم و اگرچه زندهام، ارزشم فقط به خاطر توست.
مردم از گریه به اندوه نویمژدهام گوی و بکش از خندهام
هوش مصنوعی: مردم به خاطر گریه من ناراحت هستند، پس به آنها خبر خوشحالکنندهای بده و بگذار بخندند.
طالع فرخندهام دیدار توستآفرین بر طالع فرخندهام
هوش مصنوعی: سرنوشت خوشبخت من ملاقات با توست، زنده باد به خاطر این سرنوشت خوشبخت.
روز روشن بیرخت منعا مرازآنکه من در شب نوی ترسندهام
هوش مصنوعی: روز روشن بدون وجود تو برای من مانع است، زیرا من در شب تاریک احساس ترس میکنم.
چشم من چون برکند حاسد ز رشکچون من اول چشم او برکندهام
هوش مصنوعی: چشم من وقتی از حسادت برمیخیزد که او نخستین بار به من نگاه کرده است.
بندهٔ ما نیست میگویی کمالنیست حجت هرچه گویی بندهام
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید که بندهٔ ما نیست، به این معنی است که او به کمال دست نیافته است. هرچه هم که به او بگویید، او همچنان بندهی من است.