شمارهٔ ۷۹۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر انتخاب فردی بین زهد و زندگی رندانه است. شاعر میگوید که زهد را ترک کرده و به رندی و لذتجویی روی آورده است. او احساس کرده که با وجود سفر به دنیای هستی، به هدف و مقصود خود نزدیک شده و همیشه با تصویر محبوبش در آینه روبهرو است. در شب به یاد لبهای محبوبش مشغول نوشیدن شراب و خوشگذرانی است و از بادهخواران میخواهد که بر او ببخشایند. شاعر به خاطر ترس از قضاوت زاهدان، روی خود را پوشانده و از مینوشد. در کل، این شعر نشاندهنده تردید میان زهد و عشق، و نیز جستجوی لذتهای دنیوی است.
من ترک زهد کرده و رندی گزیدهامخاشاک راه داده و گوهر خریدهام
هوش مصنوعی: من زندگی را ترک کرده و راهی آزاد و شاداب را انتخاب کردهام. به دنبال ارزشهای واقعی رفتهام و چیزهای ناچیز را به کنار گذاشتهام.
تا کردهام ز منزل هستی سفر گزیننارفته نیمگام به مقصد رسیدهام
هوش مصنوعی: تا وقتی که زندگی را ترک کردهام و سفری را آغاز کردهام، حتی یک قدم هم برنداشتهام و به مقصدم نرسیدهام.
نقش جمال دوست که خورشید عکس اوستهر صبحدم در آینه جام دیدهام
هوش مصنوعی: هر صبح، با دیدن تصویر زیبایی دوست که همچون خورشید در آینه چشمانم منعکس میشود، حس شگفتانگیزی را تجربه میکنم.
امشب به یاد لعل لب او علیالدوامتا روز باده خوردهام و نقل چیدهام
هوش مصنوعی: امشب به خاطر یاد لبهای زیبا و دلنشین او، مدام تا صبح باده نوشیدهام و شیرینی آماده کردهام.
می نوش و تکیه بر کرم عام کن که مندوش این سخن ز هاتف غیبی شنیدهام
هوش مصنوعی: نوشیدنی را بنوش و با بخشش و مهربانی رفتار کن، زیرا من دیشب این سخن را از یک منبع غیبی شنیدم.
گر ز آنکه باره چاشنی وصل میدهدباری به من که شربت هجران چشیدهام
هوش مصنوعی: اگر کسی که شیرینی وصال را چشیده است، بار دیگری به من بدهد، من که طعم تلخ جدایی را تجربه کردهام، دیگر نیازی به آن ندارم.
از بیم زاهدان که نگیرند بر کمالپوشیده خرقه بر می و دم درکشیدهام
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از زاهدانی که ممکن است به کمال و فضیلت دست نیابند، برای اینکه خود را از نگاه آنها پنهان کنم، لباس پشمین بر تن کرده و در خلوت مشغول نوشیدن میباشم.