شمارهٔ ۸۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و لذتهای عشق و وصل میپردازد. شاعر به زلف معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی با وجود جفایی که از او میبیند، همچنان میتوان از زیباییهایش بهرهمند شد. او همچنین به ارتباط بین معشوق و عاشق اشاره میکند و میگوید که میتوان از لب او شیرینی عشق و از چشیدن آب حیات بهره برد. در نهایت، شاعر از دل زخمی خود سخن میگوید و اینکه با وجود درد و رنج عشق، هنوز هم زیباییها و لحظات خوشی وجود دارد.
روی او از زلف دیدن میتوانگل شب مهتابه چیدن میتوان
هوش مصنوعی: زیبایی و دلربایی او چنان است که میتوان از زلفش مانند چیدن گلهای شاهدانه در شبهای روشن، لذت برد.
گرچه زلف او ز سر تا پا جفاستاین جفا از وی کشیدن میتوان
هوش مصنوعی: هرچند که موهای او از سر تا پا پر از بی وفایی و جفا است، اما میتوان این تحمل را از او پذیرفت.
کشتی مرغی که باشد خانگیگر به بام او پریدن میتوان
هوش مصنوعی: اگر پرندهای که در خانه زندگی میکند، بر روی سقف آن خانه بنشیند، میتواند به راحتی پر بزند و برود.
با لب او میوهٔ شیرین وصلگر رسد وقتی رسیدن میتوان
هوش مصنوعی: اگر روزی میوهٔ شیرین وصال او به لبان او برسد، آنگاه زمان رسیدن به این وصال فرامیرسد.
از دهانش جرعهٔ آب حیاتگر بقا باشد چشیدن میتوان
هوش مصنوعی: اگر از دهان او جرعهای از آب حیات جاری شود، میتوان آن را چشید اگر که باقی بماند.
دل به زخمی از تو ترک ناله گفتوقت مرهم آرمیدن میتوان
هوش مصنوعی: دل به خاطر زخمی که از تو دارد، در حال ناله و شکایت است و میگوید که وقتی مرهم بگذارم، میتوانم آرامش پیدا کنم.
دید عکس جان در آن عارض کمالبا عکس گل در آب دیدن میتوان
هوش مصنوعی: در چهرهی زیبا و کامل آن معشوق، میتوان جلوهی جان را مشاهده کرد، درست مانند اینکه در آب میتوان تصویر گل را دید.