شمارهٔ ۸۵۶
هوش مصنوعی: این شعر در وصف زیبایی و جذابیت یک پری (عشق) در نور ماه صحبت میکند. شاعر از احساسات عمیق خود، اشکها و آتش دلش میگوید و از دستاوردهای زیبایی که در پی عشق به دست آورده، سخن به میان میآورد. او با اشک و آه، به توصیف لحظات عاشقانه و نشانههای جدایی و فراق میپردازد و از عاشقانی که به دنبال چنین زیباییها هستند، یاد میکند. در نهایت، شعر از شور و شتاب دل در این مسیر عشق حکایت دارد.
زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برونگونیا از سوی چین صد آفتاب آمد برون
هوش مصنوعی: موهای آن پری در زیر نور ماه زیبایی خاصی دارد، همچون هزاران خورشید که از سمت چین به بیرون آمدهاند.
دور سازم گفتم اشک از چشم تر با آستینچشمه چندانی که کردم پاک آب آمد برون
هوش مصنوعی: گفتم که با آستینم اشک را از چشمانم پاک کنم، اما چشمهای که به راه افتاده، به قدری زیاد است که آب بهراحتی خارج میشود.
میرود آهم به گردون تا ز دل خون می روددود از روزن ز خوناب کباب آمد برون
هوش مصنوعی: آه و نالهام به آسمان میرود، در حالی که از دل من، خون جاری میشود. بخار دودی از روزنهها در میآید و نتیجهی درد و رنجی که کشیدهام، در حال بروز است.
کاو کاو خرقهها کردند در دور لبشز آستین صوفیان جام شراب آمد برون
هوش مصنوعی: آنها با دقت و کنجکاوی به خرقهها و لباسهای عارفان نگاه کردند و در دور لب او، جام شراب از آستین صوفیان بیرون آمد.
گر ز دل بیرون شد وینشست بر چشمم چه باکبود گنج حسن از کنج خراب آمد برون
هوش مصنوعی: اگر از دل بیرون رفت و بر چشمانم نشسته چه اهمیتی دارد؟ که گنج زیبایی از گوشه خرابی به بیرون آمده است.
بوسه ها دادم حمایل را که از بهر رقیبچون گشودم فال آیات عذاب آمد برون
هوش مصنوعی: من بوسههایی به آغوش محبوبم دادم، ولی وقتی به خاطر رقیب فالی گرفتم، نشانههای عذاب و غم نمایان شد.
تا نیفتد در دویدن پیش بالایشه کمالاز در خلوت به تعجیل و شتاب آمد برون
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دویدن به موقعیت و کمال او نرسم، نمیخواهم زود از تنهایی و سکوت بیرون بیایم.