شمارهٔ ۸۸۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مناسبت عید و زیباییهای آن اشاره میکند. او آغاز عید را با دعا و آرزو برای خوشی دیگران گرامی میدارد و به زیبایی ماه و دلنوازیهای عشق اشاره میکند. شاعر امیدوار است که در این روز خاص، عشق و محبت در جمعها حاکم باشد و عطر خوش زلف و لب معشوق در فضا پراکنده شود. او از رقیب خود آرزو میکند که ناپدید شود تا بتواند بدون هیچ مزاحمتی به جشن و شادی بپردازد. همچنین از ساقی میخواهد آبی بیاورد تا در نماز عید دعا کند و از زیبایی معشوق و فضایل او در جمع دوستانش لذت ببرد. در نهایت، وی به اشتیاق مردم به دیدار ماه و زیباییاش اشاره میکند.
مه عیدت مبارک باد ای خورشید مهرویانزلب حلوای عیدی ده نخستین با دعاگویان
هوش مصنوعی: عید تو مبارک باد، ای خورشید زیبا و دلربا! از لب شیرین تو، اولین حلوای عید را بگیر و به دعاگویان بخشش کن.
خلایق را نظر بر ماه و ما را بر تو نظارهبروبت عاشقانرا عید و مردم ماه نو جویان
هوش مصنوعی: مردم به تماشای ماه مشغولند، در حالی که ما تنها تو را مینگریم. برای عاشقان، این لحظه عید است، و مردم در جستجوی ماه نو هستند.
مه عید و شب قدری که می گویند آن و ایندل ما بافت در ابروی و زلف عنبرین مویان
هوش مصنوعی: در شبهای خاص و مقدس، دل ما به زیباییهایی مانند ابروها و موی خوشبو مشغول است و در آن حال، احساساتی شیرین و دلانگیز داریم.
صباح عید اگر سوزید عطری مجلس ما راشکر گیرید و عود از زلف و لبهای سمن بویان
هوش مصنوعی: اگر در صبح عید، عطر خوشی فضای مجلس ما را پر کرد، به خاطر این نعمت شکرگذار باشید و خوشبویی را که از زلف و لبهای گلهای خوشبو به مشام میرسد، احساس کنید.
رقیب ای کاش از ناگه چو ماه روزه میشد گمکه من بی رو ستائی عید می کردم بدلجویان
هوش مصنوعی: ای کاش رقیب ناگهان مانند ماه پنهان میشد، تا من بدون دیدن زیباییاش میتوانستم به شادی و جشن بپردازم.
نماز عید خواهم کرد هین ساقی بیار آبیبرای آب دست من بر ابریق قدح شویان
هوش مصنوعی: من روز عید به نماز خواهم ایستاد، پس ای ساقی سریعاً آبی بیاور تا دست من را با آن بشویم.
کسان شاد از مه عبد و کمال از بار به منظرهمه مشتاق روی ماه و او مشتاق مهرویان
هوش مصنوعی: گروهی از آدمها از بندگی و کمال خود خوشحال هستند و همه در انتظار دیدن چهره زیبا هستند، در حالی که او هم به زیبایی روی آنان مشتاق است.