شمارهٔ ۸۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییهای محبوبش میپردازد و از تاثیری که آن belleza بر دل و جان مردم دارد، سخن میگوید. او به چشمان جذاب و سوزان محبوبش اشاره میکند و دربارهی شکار و نگاهی که آن چشمان بر دلها میاندازند، صحبت میکند. شاعر همچنین از عشق و محبت سخن میگوید و به زیباییهای بهشت و تاثیر آنها بر مردم اشاره دارد. در نهایت، او از دیوانگی و عاشقی صحبت میکند و به تقدیم جان و دل خود به محبوبش اشاره میکند.
چو در جان کرد و دل جا غمزه تومیان مردمش خواننده جادو
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه تو در دل و جان نفوذ کرد، مردم آن را همچون جادوگر میخوانند.
به تیر تو شکاری را نظرهاستکه بیند از قا سوی تو آهو
هوش مصنوعی: به خاطر تیر تو، شکار به تو نگاه میکند تا آهو را از سمت تو ببیند.
به جنت بیشتر سوزند مردماگر باشد بحور این چشم ابرو
هوش مصنوعی: اگر در بهشت، چنین چشمان و ابروهایی وجود داشته باشد، مردم بیشتر از قبل به آنجا مشتاق میشوند.
چو خاک پا فروشی بر کشیدهدو چشم تر بسازیمش ترازو
هوش مصنوعی: چون خاک پا، به طور پنهانی، دو چشمان اشک آلود را به عنوان ترازویی برای سنجش احساسات و افکار آماده کنیم.
از لب شفتالوئی دو لطف کن لطفاگر چه العنب گویند دو دو
هوش مصنوعی: از لبی شاداب و شیرین، دو لطف و نعمت کن، هرچند که دیگران آن را انگور بنامند.
مگر زلفت پشیمانست از ظلمکه دارد از ندامت سر به زانو
هوش مصنوعی: آیا موی تو از ظلمی که بر سرش آمده، احساس پشیمانی کرده است که اکنون در وضعیت افسردگی و ندامت قرار گرفته و سرش را به زانو نهاده؟
کمال آن ترک اگر آید به مهمانسر و جان پیشکش بر رسم ترغو
هوش مصنوعی: اگر آن جوان زیبا و دلربا به مهمانی بیاید، جان و دل خود را به عنوان هدیهای به او تقدیم میکنم.