تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۹۰۰

دل سوی او رفت جان هم گو بروجان و سر گو در سر دلجو
گر سر شوریده چون گو برفتبرو بر سر چوگان زلفش گو
تا نیفتد راز ما برروی روزبرو ای سرشک امشب ز پیش رو برو
جوی چشم آب روان دارد هنوزگر ملولی لب لب این جو برو
ای دل از جام عدم دل برمگیردر پی روی نکو نیکو برو
ای صبا گر جانفشانیت آرزوستبر سر آن ستبل گلبو برو
چون سراید بر گل رویش کمالاز چمن گو بلبل خوشگر برو