شمارهٔ ۹۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با گفتوگویی درباره ویژگیها و معانی مختلف وجود انسانی و طبیعی، به بررسی روابط بین جنبههای مختلف وجود شخص میپردازد. او به ویژگیهای خاصی اشاره میکند و از طرف دیگر، پاسخهایی دریافت میکند که نشان میدهد تمامی این جنبهها در حقیقت به یکدیگر وابسته و متصل هستند. به عبارت دیگر، در پاسخها تأکید بر دوگانه بودن هر چیزی وجود دارد و شاعر به دنبال کشف حقیقت و شناختهشدن ابعاد مختلف وجود خود و جهان است. این دیالوگ به جستجوی عمیقتری در مورد هویت و ادراک انسان اشاره دارد.
گفتم ملکی یا بشری؟ گفت که هر دوکان نمکی یا شکری؟ گفت که هر دو
هوش مصنوعی: در گفتگویی پرسیدم آیا تو از فرشتگان هستی یا از انسانها؟ پاسخ داد که من هر دو هستم. سپس سوال کردم آیا تو شیرینی یا تلخی؟ گفت که من نیز هر دو هستم.
گفتم به لطافت گلی ای سرو قباپوشیا نیشکر اندر کمری؟ گفت که هر دو
هوش مصنوعی: گفتم، ای سرو زیبای قباپوش، لطافت تو شبیه گل است یا همچون نیشکر در کمرت؟ او پاسخ داد که هر دو را دارم.
گفتم به خط سبز و لب لعل روانبخشآب خضری یا خضری؟ گفت که هر دو
هوش مصنوعی: گفتم با قلم سبز و لبان قرمز که آیا آب زلالی به نام خضر هست یا نه؟ پاسخ داد که هر دو صحیح است.
گفتم به جبینی که بر آن روی توان دیدخود آینهای یا قمری؟ گفت که هر دو
هوش مصنوعی: گفتم به زیبایى که خصوصیات چهرهاش بهگونهاى است که میتوان در آن آینهای یا ماهی را دید. او پاسخ داد که هر دو در من وجود دارد.
گفتم که به یک عشوه ربایی ز سرم عقلیا جان من از تن ببری؟ گفت که هر دو
هوش مصنوعی: گفتم که آیا با یک نگاه زیبا و دلربایت ممکن است عقل و جان من را از من بگیری؟ او پاسخ داد که هر دو را!
گفتم دل مایی که ندانیم کجایییا دیدهی اهل نظری؟ گفت که هر دو
هوش مصنوعی: گفتم دل ما که نمیدانیم کجایی یا چشمانداز اهل فکر و اندیشه چه طور است؟ او گفت که هر دو.
گفتم ز کمالی تو چنین بیخبر و بسیا خود ز جهان بیخبری؟ گفت که هر دو
هوش مصنوعی: من از تو خواستم که بگویی آیا از کمالات خودت خبر نداری یا اینکه به طور کلی از دنیاست که بیخبر هستی؟ او پاسخ داد که من نه تنها از کمالات خودم بیخبرم، بلکه از همه چیز در جهان هم خبری ندارم.