شمارهٔ ۹۴۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلدادگی به معشوق و درد ناشی از جدایی است. شاعر به خاک پای معشوق اشاره میکند و میگوید که همه موجودات به یاد او رنج میکشند. به دلیل ترس از رقیب، عاشقان از ابراز عشق خود ناتواناند. شاعر حسرتی عمیق از نرسیدن به لبهای معشوق دارد و از طرفی میداند که عشق او، حتی اگر با وعدههای ناتمام همراه باشد، هنوز هم دلچسب است. در نهایت، دردی که از جدایی میکشد را با ترس از ملامت دیگران ذکر میکند و از معشوقش میخواهد که به حال دل عاشقانی که بیمار عشق او هستند، توجه کند.
در پای تو تنها به سر ماست فتادهخلقیست به آن خاک قدم روی نهاده
هوش مصنوعی: در پای تو بسیاری از مردم به خاکی که زیر قدمت است افتادهاند و فقط ما هستیم که به خاطر تو دچار حالتی خاص شدهایم.
از بیم رقیب تو کزین در همه را راندخون مژهای پیش تو یک دم نستاده
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از رقیب تو، هیچ کس جرات نکرده که حتی برای لحظهای در پیش تو بایستد و بر سر تو شلوغی کند. خون مژگان تو نیز نشاندهندهی شدت علاقه و احساسات عمیق است.
دل مهر لب لعل تو دارد همه دانندپیدا بود از جام تنک جوهر باده
هوش مصنوعی: دل من پر از محبت و عشق به لبهای زیبای توست و همه این را میدانند. این احساس به وضوح از بادهای که در جام کوچک جای دارد، نمایان است.
شرمنده نیم از دهن او بدو بوسیکآن وعده بسی داده ولی هیچ نداده
هوش مصنوعی: من از او خجالتزدهام، زیرا وعدههای زیادی داده اما هیچکدام را عمل نکرده است.
هرچند شه ما به وفا سخت بخیل استهستند گدایان به دعا دست گشاده
هوش مصنوعی: با وجود اینکه پادشاه ما در مورد وفا خیلی بخیل است، اما آدمهایی هستند که با دعاهایی که میکنند، دستYگشادهای را نشان میدهند.
درد آرچه زبادست ز هجران تو ما رااز بیم ملامت نتوان گفت زیاده
هوش مصنوعی: دردی که از دوری تو به ما میرسد، ما را به قدری ناتوان کرده که نمیتوانیم به خاطر ترس از سرزنش دیگران، از آن حرف بزنیم.
بگذر به کمال از دل او پرس که گویندمن عاد مریضا فله اجر شهاده
هوش مصنوعی: به او برو و بپرس که آیا از دلش راضی است یا نه، چرا که میگویند کسی که به کمال میرسد، به مرض و درد مبتلا میشود تا به پاداش بزرگ برسد.