شمارهٔ ۹۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زخم زبانها و آزارهایی که از طرف دیگران متوجه او شده، ناراحت نیست. او بیان میکند که عاشق معشوقش بوده و دلی از سنگ داشته است. همچنین به زیباییهای معشوق اشاره کرده و از دلی که به خاطر عشقش لطیف شده، سخن میگوید. شاعر احساس میکند که با وجود مشکلات و نظرات دیگران، عشق و علاقهای عمیق دارد که او را به سمت این عشق میکشاند. در نهایت، به آرامش و سکوت در برابر حرفهای بیاساس اشاره میکند و تأکید میکند که باید بر این عشق پایدار بماند.
دلم به زخم زبانها نگردد آزردهکه عاشق تو بود گنده تیر خورده
هوش مصنوعی: دل من از زخمهای زبانی که به من میزنند ناراحت نمیشود؛ چون عشق تو را در قلب دارم، مثل یک تیر خورده که هنوز زندگیاش ادامه دارد.
چه خوش بود صنمی چون تو در بر آوردنبه خلوتی که بود حجره در بر آورده
هوش مصنوعی: چقدر خوب است که معشوقی مانند تو در خلوتی باشد که در آن اتاق وجود دارد.
دلی که بود درو رحم کردیش از سنگدگر چه برخورم از بار دل دگر کرده
هوش مصنوعی: دل من که به خاطر رحم و محبتش احساس سنگینی کرده، حالا چه انتظاری میتوانم از این بار سنگین دیگری داشته باشم؟
بناز چشم تو پرورده شد دلم منگربخواریش که عزیزیست ناز پرورده
هوش مصنوعی: دل من به خاطر چشمهای تو زیبا و لطیف شده است. بر ناز و نازپروریاش توجه نکن، چون او ارزشمند و عزیز است.
شنیده که مویز سیه بود شیرینگرین ز سبز خطان دلبر سیه چرده
هوش مصنوعی: گفته شده که مویز (انگور خشک) به رنگ سیاه و شیرین است، مانند دلبر سیهچردهای که دارای خطوط سبز است.
مرا چه بیم ز آتش چو سرد خواهد شدجحیم پر شرر از زاهدان افسرده
هوش مصنوعی: من چرا از آتش بترسم، زمانی که جهنم خود به خود سرد خواهد شد؟ جهنم پر از آتش و غم، زاهدان بیروح را در خود میگنجاند.
کمال واعظ خوشگوی ما زبانگ و خروشچو شد خموش نگه دار گو همین پرده
هوش مصنوعی: واعظ با کلام شیوا و دلنشینش ما را به آتش میکشد و زمانی که سکوت میکند، فقط کافیست که همین پرده را حفظ کنیم.