شمارهٔ ۹۶۳
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات عشق و دلدادگی میپردازد و به نوعی کمال انسانی و معنوی اشاره دارد. شاعر میگوید که فارغ از اینکه به کجا میرود، در هر جا تنها خداوند و محبت او را میبیند. او از در خود به در غیر رفته و به نوعی در انتقاد به فتنهگری و دوگانگی خود میپردازد. همچنین شاعر به این نکته اشاره میکند که کعبه و بتکده هر دو به یک حقیقت اشاره دارند و نمیتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد. هدف نهایی او جستوجوی معشوق و حقیقت در هر دو مکان است. در نهایت، درود بر سفرهای معنوی و نزدیکی به خداوند را نیز بیان میکند.
از در خویش مرا بر در غیری ببریباز گویی به در غیر چرا میگذری
هوش مصنوعی: اگر از درِ خودت مرا به درِ کس دیگری ببری، باز هم میگویی چرا از درِ دیگری عبور میکنی؟
از تو، هم پیش تو، هم بر در تو داد مرافتنه گر هم تو و گوئی که چرا فتنهگری
هوش مصنوعی: از تو، هم در حضورت، هم در آستانهات، فتنهگری مرا به چالش کشیده است و تو خود میگویی چرا فتنهگر هستی.
گرچه در بتکده رفتم ز در کعبه رواستهم در تست در بتکده چون درنگری
هوش مصنوعی: هرچند که به معبد بتان وارد شدم، ولی رفتن به کعبه نیز جایز است. وقتی به بتکده نگاه میکنی، واقعاً همانی را میبینی که در کعبه وجود دارد.
کعبه و دیر توئی دیر کجا کعبه کجاستنیست غیر از تو کسی غیر کرا میشمری
هوش مصنوعی: کعبه و معبد هر دو تویی، کعبه کجا و معبد کجا؟ غیر از تو کسی وجود ندارد که ارزش و اهمیتش را بشناسی.
کعبه گر شد ز تو پر، بتکده هم خالی نیستکمیی نیست ترا کز همه بسیار تری
هوش مصنوعی: اگر کعبه از وجود تو پر باشد، بتکده نیز خالی نیست. کمی از تو نیست که از همه چیز بیشتر باشی.
جویمت گه به در کعبه گهی بر در دیرچون گدای تو شدم از تو شد این در بدری
هوش مصنوعی: در مواقع مختلف، گاهی در کنار کعبه و گاهی در کنار میخانه به جستجوی تو میپردازم. وقتی گدای تو شدم، این در و Gate برایم باز شد.
رفت آوازه که امسال به حج رفت کمالبس مبارک سفری چون تو به او هم سفری
هوش مصنوعی: شایعه شده که کمال امسال به حج رفته است. سفر او بسیار خوشیمن است و تو هم در این سفر با او همراهی.