شمارهٔ ۹۹۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و نازککاری معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که با خودخواهی و غمزهاش دلهای عاشقان را نرنجاند. او از معشوق میخواهد که به زلفش توجه کند و به خاطر درد و غم دیگران مسئولیتپذیر باشد. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و اینکه چقدر پند و نکتههای مهمی در رفتار او نهفته است، اشاره میکند. در نهایت، او خود را با طوطی مقایسه میکند که همواره در حال تکرار است و از تواناییاش در بیان احساسات و بروز عشق صحبت میکند.
بر گل به پای سرو چو رفتار میکنیاز لطف پای نازکت افگار میکنی
هوش مصنوعی: وقتی که با ناز و ظرافت به گلها نزدیک میشوی، در واقع باعث میشوی که سروها نیز به زیبایی ویران شوند.
گر حال دل ز غمزه بپرسی چه گویمتخوش میکنی که پرسش بیمار میکنی
هوش مصنوعی: اگر از من حال دلم را بپرسی، چه باید بگویم؟ تو که با پرسیدن، حال من را بدتر میکنی.
پندی بده به زلف که خونهای بیدلانچندین چرا به گردن خود بار میکنی
هوش مصنوعی: به زلفی که بر دلها آسیب میزند، نصیحت کن که چرا این همه درد و رنج عاشقانی را که بیخبرند، بر دوش خود میگذاری؟
با غمزه هم بگوی که در پیش مردمیخواهم زدن که شوخی بسیار میکنی
هوش مصنوعی: به صورت غیرمستقیم به او بگو که میخواهی در جمع مردم، خودت را شوخیوار نشان دهی و به این ترتیب میخواهی از او بخواهی که کمتر به شوخی بپردازد.
گفتی جمال خویش نمایم به عاشقاناین خود کرامتی است که اظهار میکنی
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که زیبایی خود را به عاشقان نشان دهم، و این خودش نشانهای است از کرامت و بزرگی تو که آن را به نمایش میگذاری.
ای طوطی این حدیث شکربار از آن تستیا گفته منست که تکرار میکنی
هوش مصنوعی: ای طوطی! آیا این سخن شیرین که تو مدام تکرار میکنی، از خود توست یا از من است که نقل میکنی؟
سعدی اگر چو طوطی گویا بود کمالطوطی خموش به چو تو گفتار میکنی
هوش مصنوعی: اگر سعدی مانند طوطی صحبت میکرد، نشاندهنده فضیلت طوطی این بود که او همواره سکوت میکند و به جای گفتن سخنان بیفایده، در زمان مناسب و درست سخن میگوید.