شمارهٔ ۱۰۶۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقه صحبت میکند. شاعر با تشبیه موی معشوق به عنبر و زلفش به مشک، به زیبایی او اشاره میکند. او میگوید که انسانها تنها به خاطر هوس و عشق به معشوق، از حیوانات نیز بدتر میشوند. شاعر از دل خود مینالد که نمیتواند از یاد معشوق برهد و عقلش نمیتواند از محبتش فرار کند. او همچنین به شادیهایی که دیدن چهره معشوق به او میدهد اشاره میکند و معتقد است که هیچ جایی بهاندازه کوی محبوبش خوشایند نیست و همیشه پای کمال از سر کوی او دور نخواهد شد.
مویت از عنبر تر فرق ندارد مویینافه مشک برد از سر زلفت بویی
هوش مصنوعی: موهای تو به بوی خوش عطر عنبر میمانند و عطر زلفهای تو همچون مشک، هوش را میرباید و دل را میفریبد.
آدمی نیست همانا که ز حیوان بتر استهر که را نیست به خاطر هوس مه روئی
هوش مصنوعی: هیچ انسان معتبری وجود ندارد که از حیوان بدتر باشد، اگر کسی به خاطر هوس و ظاهرفریبی زیبا رویی، فراموش کند که ارزشهای انسانی چیست.
نیست امکان که دل از کوی تو بر گیرد دلعقل هر چند نظر می کند از هر سویی
هوش مصنوعی: امکان ندارد که دل از یاد تو جدا شود. هرچند عقل تلاش میکند تا از زوایای مختلف به موضوع نگاه کند، اما دل همچنان به تو وابسته است.
پیش چشمم چه عجب گر نرود آب فراتهر کجا بحر بود قدر ندارد جویی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای من عجیب نیست اگر آب فرات به جایی نرود، زیرا هر جا که دریا باشد، حتی یک جویبار هم ارزش و قدر و منزلت ندارد. به بیان دیگر، در مقایسه با دریا، جویبار کوچک و ناچیز به حساب میآید و وجودش اهمیت زیادی ندارد.
شادمانم من از آن ماه مبارک رخ تونیک بخت آنکه بود بنده نیکو رویی
هوش مصنوعی: من از ماه مبارک چهره تو خوشحالم و خوشبخت کسی است که بنده و خدمتگزار چنین چهره زیبا و نیکویی باشد.
بر رخت می کند آن زلف سیه سیاریصحن فردوس نگر جلوه کند هندوئی
هوش مصنوعی: بر روی تو، آن زلف سیاه، زیبایی به قدری دارد که چنان بهشتی جلوه میکند.
نرود پای کمال از سر کویت هرگزخوشتر از کوی دلارام نباشد کویی
هوش مصنوعی: هرگز پای کمال و فضیلت از سر کوی تو دور نمیشود. هیچ جایی خوشتر از کوی محبوب و دلبر وجود ندارد.