شمارهٔ ۵۸ - دو بیت دیگر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت غمگین و بیخواب است و نمیتواند به خواب برود، زیرا اشکها و ناراحتیهایش مانع از آرامش او شده است. او عشق و جمال معشوقش را در خیال خود تصویر میکند و بزم شبانهاش را به نور روی آن معشوق روشن میبیند. در این حال، خانه درویش را به شمعی تشبیه میکند که از نور ماه روشنتر است، نشاندهنده اهمیت و زیبایی عشق در زندگیاش.
تا بود در دریده اشک امشب مجال خواب نیستخواب آید آن زمان در دیده کورا آب نیست
هوش مصنوعی: امشب به خاطر اشکی که ریختهام، خواب نمیتواند چشمانم را بگیرد. خواب فقط زمانی سراغم میآید که چشمانم بیآب و نابینا شده باشند.
بزم من شبهاست روشن از خیال روی توخانه درویش را شمعی به از مهتاب نیست
هوش مصنوعی: در شبها، مجلس من به خاطر خیال خوش چهره تو روشن و پرنور است. در این بزم، یک شمع، که نماد روشنایی و گرماست، برای درویش از نور ماه بهتر است و به او روشنی میبخشد.